close
تبلیغات در اینترنت
در هیاهوی زندگی در یافتم::چه دویدنهایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالیکه گویی ایستاده بودم!!!چه غصه هایی که فقط سپیدی مویم را حاصل شد در حالیکه قصه ای کودکانه بیش نبود...دریافتم:: کسی هست که اگر بخواهد میشودواگرنخواهد نمیشود به همین سادگی!!!کاش نه میدویدم نه غصه میخوردم فقط اورا نگه میداشتم او خودش بجایم میدویدوغصه میخورد.....از انسانها غمی به دل نگیر؛زیراخودنیزغمگینند؛باآنکه تنهایندولی ازخودمیگریزند،زیرابه خودوعشق خودشک دارند.پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند.......

نقاشی دیواری

سه شنبه 24 مهر 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : سمیه درک زاده |

نقاشي ديواري

تعريف نقاشي ديواري در فرهنگ ها و دايره المعارف هاي هنر، معناهاي متفاوتي ذكر شده است.ولي در دايره المعارف بريتانيكا (Encyclopedia Britannica)تعريفي ذكر شده كه تا حدودي جامع است: « شاخه اي از نقاشي كه عملكرد آن در رابطه با تزيينات ديوارها، سقف و بناست.عناصر نقاشي ديواري اغلب فرم هايي هستند كه با معماري پيوستگي دارند و رنگ در آن همانند موضوعات، رابطه اي پنهان و حسي با تناسبات معماري دارد. بدين منظور ميتوان آن را تنها نوع نقاشي سه بعدي ناميد كه سعي در هماهنگي با فضايي دارد كه در آن قرار ميگيرد. ويژگي عمده آن غير از رابطه تنگاتنگ با معماري، ارتباط وسيع و همگاني آن است و اغلب داراي موضوعات مذهبي و متناسب با جامعه يا موضوعاتي حماسي در اندازه و ابعاد متناسب با ديوار است.»

در اين تعريف، برارتباط نقاشي ديواري با معماري تاكيد زيادي شده است.در واقع، ديوار به عنوان يك زمينه نقاشي، خود بخشي از بناست كه در يك ساختار معماري (داخلي و شهري) قرار دارد.

نقاشي اي كه بر روي ديوار يك بناي داخلي نقش ميگردد هماهنگ با عناصر بصري و فضاي معماري داخلي، سطوح، ابعاد، رنگ ديوار اطراف و چيدمان اشياء آن قرار مي گيرد.

ولي در ديوار بيروني علاوه بر عناصر بصري معماري بنا، عناصر شهري (خيابان، پياده رو، پارك و فرهنگ بومي محيط...) و موانع بصري موجود بعضا قابل تغيير يا ثابت اند، نقش روي آن بايد با عوامل فوق هماهنگ گردد .

نكته ديگري كه در تعريف نقاشي ديواري مذكور مورد تاكيد قرار گرفته ارتباط وسيع و همگاني آن است.در اين بخش از تعريف نقاشي ديواري، به عنوان يك رسانه عمومي و ارتباط آن با مخاطب تاكيد شده است.

در اين خصوص، تاثيرات بصري، و موضوعي اثر بر مخاطب مورد توجه قرار مي گيرد، كه اين تاثيرات ميتوانند فرهنگي، اجتماعي، سياسي، مذهبي و حتي رواني باشند.

نقاشي ديواري شايد اولين هنر بشر باشد كه اولين آثار نقاشي مربوط به دوران غارنشيني چه در اعصار پارينه سنگي، ميان سنگي و نو سنگي مي باشد كه نمونه هاي بارز آن در «غار آلتاميرا» واقع در شمال اسپانيا، «غار لاسكو» در فرانسه و «غار آدورا» در پالرمو سيسيل كشف شده است كه قدمت آنها بين 10000 تا 15000 سال تخمين زده شده است.(تصوير 1و2)

،(و.ه.جانسن،تاريخ هنر،پرويز مرزبان،تهران،1359)

در ايران نيز غارهاي «مير ملاس»، «هوسيان»، «هوميان»، در لرستان با قدمت 6000 تا        7000 سال شناسايي شده است.آثار اين دوران به لحاظ موضوعي داراي موضوعات شكار، جادويي و آييني است و عناصر بصري آنها را فيگور انساني، حيوانات و گياهان تشكيل مي دهد.(صادقيان،كيومرث.ارتباط نقاشي ديواري با معماري شهري،پايان نامه،هنرهاي زيبا 1383)

آنچه كه بديهي به نظر ميرسد ارتباط ميان تيپ زندگي و معيشتي و نيازمندي هاي فرهنگي، اجتماعي و حتي باورهاي ماورايي آن دوران با نقاشي هاي ديواري غاري است كه اين ارتباط و حتي، رسانه بودن خود نقاشي ديواري بعدها گسترش و تكامل يافته و تخصصي تر شد، تا حدي كه امروز، مي توان تنها در مورد ارتباط شكل و بافت زمينه و موضوع به خودي خود تحقيقي گسترده انجام داد.

در دوران و اعصار مختلف نقاشي ديواري با تاثيرپذيري از فرهنگ و ريشه هاي اقليمي و محيطي و مصالح مورد استفاده در هر منطقه و به خصوص از باورهاي مذهبي چه در ايران باستان مانند مادها، هخامنشي، اشكاني، ساساني و در بين النهرين، مصر، يونان و روم باستان با وجود اشتراكات در موضوع يا حتي مصالح مورد استفاده، تفاوت هاي شايان ذكري چه از نظر سبك اجرا، عناصر بصري و گونه ارتباطي آن ديده ميشود.

اين نقاشي ها به طور عام روايتي، و با موضوعات مختلف (مذهبي، سياسي، اجتماعي و حتي اتفاقات روزمره) اجرا مي شود و حتي بعد از اين دوران نيز چه در دوره مسيحيت اروپا يا اسلام در ايران و كشورهاي ديگر اسلامي ادامه مي يابد، و فقط موضوع روايت متفاوت ميشود ولي همچنان نقاشي ديواري به عنوان يك رسانه عمومي مورد توجه است.هر چند در اين دوران و اعصار گذشته عنصر تزيين نيز استفاده شده است.

 امروزه نقاشی دیواری ازنظر ایجاد تآثیرات قوی بصری وآفرینش زیبایی وهماهنگی فرم و ریتم، نقش ارزشمندی درآثار معماری وزیبا سازی شهری دارد.

این رشته هنری اگر به درستی شناخته شود وبه درستی به اجرا درآید، با توجه به فضاهای زیبا وبا شکوهی که بوجود می آورد می تواند با هنر معماری تلفیق شود، همچنین این توان واهمیت را درخود دارد که با مایه های فرهنگ و هنر وقوم وملتی درآمیخته وبه آن ارزش واعتبار والایی دهد.

هزاران سال پیش، انسان نخستین، تصویر حیواناتی را که برای احتیاجات خود شکار می کرده وتصاویر آنها را بر دیواره محل سکونت شان، یعنی درانتهای صخره غار نقاشی می کردند. آنان با اجرای اعمالی چون مراسم حمله به آن تصاویر، انگیزه خود را جهت شکار فردایشان بالا می بردند.

دراین باره "هلن گاردنر" ، محقق وتاریخ نویس معاصر چنین می گوید:

" شکارگر- هنرمند آن روزگار، غالبأ از سطوح نا منظم وطبیعی دیوارهای غار، برجستگی ها، فرورفتگی ها، شکافها و لبه های تیز آنها برای ایجاد تصویر حضور واقعی شکل های خود درآنجا به طرز ماهرانه ای استفاده می کرده است. ازبرآمدگی دیوار می توانسته است درچارچوب خطوط کناری یک گاو وحشی مهاجم برای نشان دادن بزرگی بدن این جانور استفاده کند. "(تصوير3)

هنرمند غارنشین اولیه به کشف این حقیقت نائل آمد که آمیزه هایی ازموادی چون تنه وشاخسارهای سوخته درختان، شیره گیاهان، چربی های حیوانی، خاک های رسی وآب می تواند رنگ هایی پدید آورد که تقریبأ پایدار وبادوام باشد. آن هنرمندان اولیه با چنین ابزار وموادی درجهت برآوردن نیازهای معنوی خود این نقوش زیبای حیوانی وخوش حالت را به تصویر درآوردند.

ازآنجا که اجرای این آثار نه فردی بلکه بطور دسته جمعی توسط انسان های غارنشین اولیه کار شده است، برروی هیچ کدام ازاین آثار به جا مانده، اثری از امضاء یا نشانی ازهویت فردی هیچ هنرمندی دیده نمی شود. البته به جز موارد استثنایی که مثلا اثری از پنجه دست بردیوار نقاشی شده به جای مانده که شاید بتوان آن را ازهنرمند ساحر یا جادوگر آن دسته از غار نشینان به عنوان جزیی از ادای آیین شان دانست.

جالب توجه ترین آثار نقاشی دیواری مربوط به دوره پارینه سنگی را با قدمتی حدود 30 هزارسال مربوط به غارهای «آلتا میرا» واقع درشمال اسپانیا وغارهای «لاسکو» واقع درجنوب فرانسه است.

 

سیری درنقاشی دیواری ایران

 

قدیمی ترین آثار نقاشی یافت شده درایران مربوط به دوران نوسنگی  حدود 8 هزارسال قبل از میلاد بوده که برصخره های غار «دوشه» در دره «میرملاس» درمنطقه کوهدشت لرستان میباشد. این صخره نگاره ها صحنه های رزم وشکار با تیروکمان وحیواناتی چون اسب، بزکوهی وسگ را نشان می دهد که به شیوه ای ساده وابتدایی وبا ترکیبات مواد رنگی قرمز اخرایی، سیاه واندکی زرد توسط انسان های غار نشین با انگیزه اعتقادات جادویی آن منطقه کار شده است.

پرفسور گرشمین دراین باره چنین می گوید: " نقاشی های مزبور به وسیله ساکنین لرستان دردورانی که بشر به حالت گردآورنده آذوقه می زیسته است ترسیم شده است واین دوران مربوط است به چندین هزار سال پیش ازآنکه دره ها خشک شود وانسان بتواند ازکوهسار پایین آمده وبیرون ازکوهستان زندگی کند. " (تصوير4)

پس از نظر پرفسور گرشمن، هیاتی مرکب از باستان شناسان خارجی وایرانی به منطقه لرستان اعزام شدند واظهار داشتند:

" نقوش روی صخره های لرستان شبیه نقوش مکشوفه درشرق اسپانیا دردوره های اخیر ومربوط به دروه ما قبل تاریخ است که عمدتا به صورت صخره های دسته جمعی ودر زیر صخره های عظیم که به حالت برجسته، بردیوار غار قرار گرفته اند نقش شده است.خرده سفال های پیدا شده درآنجا دلالت برسکونت درجوار این برجستگی ها درغار دارد.

سبک این نقوش اکثرأ ذهنی کارشده وصراحت اغراق آمیز درنشان دادن پیکرها وحرکات آنها درعین سادگی، به بیان روشن موضوع، که جنگ وگریز شکارچیان با حیوانات است یاری رسانده است.

هنر هخامنشی مقید و محبوس دربار بود و نمی توانست از آزادی تغبیر برخوردار باشد .
بارزترین هنر این دوران را در کاخ های شاهان که از ابتدای قرن هفتم پیش از میلاد آغاز می شود مشاهده می کنیم، به ویژه نقش برجسته های این کاخ ها که گاهی با لعاب های مختلف رنگین شده است.آثاری که از دوره هخامنشی به دست ما رسیده بسیار معدود است و به این سبب بحث درباره شیوه نقاشی این دوره آسان نیست.اگر آجرهای لعابداری را که در تزئین دیوار کاخ های هخامنشی به کار رفته است و طرح نقش برجسته آن زمان را مبنای حکم قرار دهیم می توانیم نشانه هایی از علاقه به رنگ های تند  و ریزه کاری را در آن ببینیم . در همین زمان ریزه کاری ایرانی را از نقش های برجسته می توان دریافت.این دقت در ترسیم جزئیات به خوبی آشکار است.هنر هخامنشی هیچ گاه نکوشیده است در بیان حالت اشخاص دقت کند... این هنر سعی نکرده بعد سوم را مجسم سازد و به تجسم نیمرخ قناعت کرده است.چنین خصوصیاتی در سده های بعد، در نگارگری ایران تداوم می یابد و آگاهانه از ایجاد  پرسپکتیو دوری گزیده است.
هنر هخامنشی به جنبه تزیینی نقش ها توجه داشته است و به همین دلیل موضوعات نقوش برجسته تخت جمشید بدون اینکه برای احتراز از یکنواختی کوششی به عمل آید، غالبا تکرار می شود، چنین توجهی در آثار پیشینیان در سیلک و لرستان و زیویه معمول وکاملا مشهود است.بنابر آثاری که از این دوران در پاسارگاد و سایر کاخ ها یافتند، مشخص شده که نقاشی دیواری در این دوران رواج داشته است و داستان ها ی گوناگون را به تصویر کشیده اند.

مختصات هنر ایران در فاصله دویست ساله میان سقوط حکومت هخامنشیان و ظهور پارتیان را می توان به سه گروه تقسیم کرد: ابتدا نفوذ هنر هلیستی، سپس هنر یونانی و ایرانی و در انتها هنر ویژه ایرانی.نمونه هایی از هنر دوره اشکانیان و خصوصا نگارگری را، عموما در خارج مرزهای کنونی ایران باید جستجو کرد.برای شناسایی نگارگری این دوران یا باید به آثار و یافته های این دوران و یا به کتب، نوشته ها و نقل قول های تاریخ نو یسان مراجعه کرد .

در هنر اشکانی نگارگری اهمیت بسیار داشت، بیشتر نقوش این دوره را باید از نوع طراحی و نقاشی به شمار آورد، و پستی و بلندی و حجم چندان مورد توجه هنرمندان نبوده است . بهترین و مهمترین نمونه آثار نقاشی دیواری که در داخل ایران کشف گردیده، در خرابه یک قصر اشکانی، معروف به «کوه خواجه» منتسب به سده اول میلادی در مصب رود هیرمند و بر فراز جزیره ای که در میان هامون «سیستان» قرار دارد، تا اندازه ای محفوظ مانده و قابل تشخیص است.تصاویر نقش های هنر یونان و ایران به هم آمیخته است.(تصوير5و6و7)

می دانیم ساسانیان دیوارهای کاخ ها خود را با نگاره ها آرایش می دادند و شاعران صدر اسلام نیز بدان ها اشاره هایی کرده اند که آثار مختصری از آن ها باقی مانده به عنوان نمونه در افغانستان کنونی، در محلی به نام «دختر نوشیروان» در هشتاد كيلومتري شمال شهر بامیان نقش رنگارنگی بر روی سطح سنگ خارا باقی مانده است و مجلسی را نشان می دهد که در آن تصویر یک شاه ایرانی بر فراز تخت نشسته و تاجی که با دو عقاب سفید مکمل بر سر و گردنبند از مروارید بر گردن و درپایه های تخت شیری چند قرار دارند.رنگ آمیزی این تصویر بسیار روشن و تند از لاجورد و شنگرف و گل زرد و سفید آب به عمل آمده و چگونگی نقش و تصویر این خط بسیار شبیه به تصویری است که بر روی جام بلوری معروفی که اکنون در مجموعه کتابخانه ملی پاریس وجود دارد.از دیگر آثار دوره ساسانی، نقاشی دیواری شوش است که منظره شکاری را به تصویر کشیده است.
مهارت هنرمندان و نگارگران ایرانی در این اثر به خوبی دیده می شود.طراحی منسجم و رنگ آمیزی عالی و خطوط قلم گیری بسیار چشمگیر است.اسب ها عموما با رنگ روناسی که به صورت لکه های ریز و درشت روی آن ها به کار رفته رنگ آمیزی شده اند و این روش در ادامه نگارگری ایران به خوبی قابل تشخیص است.بسیاری از نقش های برجسته این دوران نیز اصل و منشاء نقاشی دارد و با برجستگی کم متاثر از نقاشی است.از این میان می توان به نقش برجسته ای که در بیشابور است و پیروزی شاپور دوم را نشان می دهد اشاره کرد.(تصوير8)

دیگری گچ بری صحنه شکار پیروز شاه است که در «چهارترخان» نزدیک تهران پیدا شده که باز هم ملهم و متاثر از نقاشی دیواری است.موزاییک هایی که از بیشابور، کازرون و از کاخ شاپور اول به دست آمده، نمونه های مناسبی از طرح و فرم و رنگ در نگارگری دوره ساسانی است.بعضی از این موزاییک ها که تصویر زنی را نشان می دهد درست به شیوه ی ایرانی است.زن در این نقش ها یا دراز کشیده و بر دست تکیه داده و آینه ای به دست دارد یا ایستاده و گل و میوه ای به دست گرفته و یا مشغول نواختن یکی از آلات موسیقی است.

 نوع نژادی اشخاص و لباس ها و طرز آرایش و حتی نحوه نشستن آنها که روشی ویژه دارد، همه ایرانی است و چهره هایی که به چانه پایان می یابند ایرانی هستند.(تصوير9و10)

گیرشمن این موزاییک ها را اثر رومیان و یا سوریان می داند و در جایی دیگر آن را اقتباسی از کار رومی می شمارد، که جای تامل بسیار دارد.زیرا در چند سطر بالاتر خود به نقش این گفته می پردازند و آن ها را کار هنرمندان رومی نمی داند :« اگر اینها کار یک هنرمند یونانی یا رومی بود هنرمند قدرت پیکرسازی خود را با ساختن نقش یک نیم تنه و یا دست کم یک گردن پر گوشت ابراز می داشت». نقش های زیبا پارچه ها و فرش های دوره ساسانی و ظروف سیمین و زرین هم نشانه و دلیلی بر رونق و رواج هنر نقاشی در آن عصر است .
یکی دیگر از مناطقی که از نظر شناخت نگارگری دوران ساسانی اهمیت فراوانی دارد و اکنون در خارج از مرزهای کنونی ایران قرار گرفته« پنج کنت» است.این مکان در مشرق سمرقند واقع شده و در نقاشی به دست آمده موضوعاتی از داستان های کهن و باستان ایرانی و شاهنامه فردوسی تصویر شده است.در حالی که این نقاشی ها را به اواخر عصر ساسانی نسبت داده اند.یکی از تاثیر انگیزترین این صحنه های مجلس سوگ سیاوش بازبردستی فراوان نمایش داده شده است و هنرمند موفق گشته است با توسل به خطوط و سطح های پرتحرک برای ایجاد هیجان در بیننده حداکثر استفاده را بکند.این نقاشی و آثار دیگر پنج کنت که بر بیناد همان روایاتی که چهار قرن به هنگام سرودن شاهنامه مورد استفاده شاعر ملی ما واقع شده، ضمن تایید اصالت منابع شاهنامه وجود یک سنت کهن ایرانی نگارگری دیواری را مورد توجه قرار می دهد.(تصوير11)

بعد از دوره ساسانيان و با ورود اسلام به ايران نقاشي به دلايل مذهبي مورد مغفول واقع گرديد.ولي در دوران سلسله سامانيان بر اساس بعضي نوشته ها نقاشي ديواري انجام مي شده كه مدرك تصويري مستندي از آن باقي نمانده است.از اين دوره تا دوره صفوي نقاشي بصورت تصوير سازي نسخ خطي و يا نقوش تزييني تلفيق با معماري شكل گرفت.

این رکود بعد از دیوار نگاره های اواخر سلسله ساسانیان واقع در پنجیکنت و به شکل بارز تری بعد از سلجوقیان پدید آمده و تا اواسط دوره صفویه ادامه داشت.اگر در این دوران طولانی نقاشی دیواری جای بارزتری در این آب و خاک نداشته، دلیل عمده آن را می بایست در همگامی نقاشی با ادبیات و اختصاص یافتن آن به متون ادبی به صورت تصویر سازی در عرصه کتاب آرایی دانست.بعد از عصر صفویه، ساختار محکم و انسجام یافته نقاشی ایرانی در عرصه کتاب آرایی که نظام زیبایی شناختی آن طی چند سده تکوین یافته بود به سستی گرایید.این انحطاط تا اواخر دوره زندیه و افشاریه به طول انجامید.مجموعه شرایط سیاسی و فرهنگی که در دوره قاجار بوجود آمده بود منجر به شکل گیری ضعیفی از نقاشی دیواری در فضاها و اماکن مجلل سران قاجار، همچنین نقاشی پرده ای قهوه خانه ای در اماکن عمومی و مردمی می گردید.
گرایش به حجم نمایی از طریق نور و سایه، وفاداری به طبیعت عینی در پیکرها و اشیا متاثر از تاثرهای صرفا صوری از نقاشیهای اروپایی، بار روایی و توصیفی از ویژگیهای آثار این دوره می باشند. شاید بتوان نقاشی پرده ای قهوه خانه ای را به علت جنبه روایی و کاربرد مردمی آن در فضاهای باز و معابر عمومی، یکی از مشتقات هنر نقاشی دیواری دانست.این نقاشی ها آکنده از آمال و علایق ملی، اعتقادات مذهبی لایه های میانی جامعه شهری بود که توسط داستانهای حماسی مذهبی از جمله شاهنامه فردوسی و غیره خود را بیان می کرد.
تاثیر مضامین نقاشی پرده ای قهوه خانه را برنقاشی دیواریهایی که عمدتا با تکنیک کاشی هفت رنگ در دوره قاجار انجام می شد به وفور می توان دید.
انحطاط نقاشی پرده ای قهوه خانه ای، ناشی از پیآوردهای جامعه صنعتی زده و روند نوسازی عصر پهلوی از جمله وسایل ارتباط جمعی مانند رادیو، تلویزیون و همچنین آگاهی هنرمند نقاش ایرانی از تحولات نقاشی اروپایی و از طرفی تغییراتی که در معماری و بافت فضاهای جدید شهری در شرف تکوین بود، زمینه را برای شروع نقاشی دیواری با دیدی گسترده تر فراهم نمود.بازتاب این تغییرات بر نقاشی دیواری قبل از انقلاب در آثار هنرمندانی چون محمد حسین شیدل، چنگیز شهوق، آذر رسمی، محمد رضا وکیلی، مسعود عربشاهی و منصور دولو بی تاثیر نبود و دراین میان آثار دیواری محمد حسین شیدل و مسعود عربشاهی از نکات ارزشمندی برخوردار می باشند.
محمد حسین شیدل تنها نقاش دیوار نگاری است که که در تکنیک فرسک از تجربه لازم برخوردار است.با اینکه در اجرای آثار دیواری این هنرمند تنوع تکنیکی زیادی به چشم می خورد، اما همواره عواملی مانند انسان، فضا، سیارات، گل و حیوان با نگرش عمیق و عاطفی طوری به ترکیب آمده که گویی در خارج از چهارچوب تابلو ادامه داشته و محدود نمی شود. تعلق شیدل به دیوارنگاران عصر رنسانس و نیز سیکه ئیروس مکزیکی در جاهایی بر آثارش سایه انداخته، با اینحال هویت شخصی خود را همچنان حفظ نموده است.
مسعود عربشاهی بیش از نقاشان دیگر، دیوارهای زیادی را با آثارکاملا انتزاعی خود به تصویر در آورد.وی در دیوارنگاره هایش اساس کار خود را با در هم آمیختن فرمهای جاودان و اسرار آمیز هنر شرق و هماهنگی آن به شکل ملموسی با دنیای امروز ایجاد می نماید.
فرمهای نمادین در آثارش بیانگر تفکر و اندیشه ای است که توانسته زمان خود را بشناسد و مجموعه ای از نقوش و طرحهای گذشته و حال را هنرمندانه شکل داده و با کیفیتی تجسمی و معمارانه به آن یگانگی بخشد.از این نظر است که در آثار دیواری این هنرمند قالب ذهنینتها وخاطره های دیرین کهن و حال از میراث فرهنگ اصیل ایرانی متکی بر معنویت و تفکر، در بر گیرنده محورهای جاویدانی است که در صدد آن است کثرت را به وحدت برساند. عربشاهی همچنان به هنر دیواری خود در ایران و خارج از کشور ادامه می دهد.شرایط سیاسی مذهبی و فرهنگی اجتماعی که در سالهای اول انقلاب اسلامی ایران ایجاد گردید شور و شوقی را در بین نقاشان برای طراحی نقاشی دیواری در اماکن و به ویژه معابر عمومی و پر از ازدحام شهری با موضوعهای روز انقلاب به وجود آورد.موج شتابزده سیاسی مذهبی جامعه هنری به شرح شکل گیری اصولی این حرکت کمک کرد.کلیه این عوامل باعث تاثیر پذیریهای دقیق و سطحی از مکتب نقاشی دیواری انقلابی مکزیک و الگو برداری از جنبه های صرفا صوری آثار آنان گردید.
عمده ترین ضعف آثار دیوارنگاره اوایل انقلاب را می بایست در عدم شناخت و دستیابی به اهمیت زبان نو در نقاشی معاصر و کاربرد آن در مضامین و محتوی آثارشان دانست.با این حال نقاشانی در سالهای اول انقلاب به طراحی و نقاشی دیوارهایی با مضمون های انقلابی و مذهبی بی توجه به تکنیکهای پایدار و مرسوم آن دست زدند.هاینبال الخاص با تعدادی از شاگردانش شروع کننده این جریان زودگذر بودند که دیوارهایی را در لانه جاسوسی آمریکا و ترمینال جنوب خزانه تهران با موضوعهای ضد امپریالیستی به تصویر کشیدند. که در این رابطه می توان از نقاشانی چون مسعود سعد الدین، منوچهر منورزاده، نیلوفر قادری نژاد، بهزاد دبیری، امیر زرقام و رضا دوست نام برد.
بعد از اتمام جنگ تحمیلی به یک نوع نقاشی دیواری در میادین و معابر اصلی شهرهای بزرگ بر می خوریم که سفارش دهندگان آن ها بیشتر شهرداریها هستند. تصاویر این دیوارها بیشتر بار تزئینی داشته و حاوی پیامهای مربوط به حفظ محیط زیست با نقشمایه هایی چون گل و مرغ، طبیعت و منظره می باشند.(تصوير12و13)
در سالهای اخیر، در عرصه نقاشی دیواری شاهد بروز استعدادهای نو مایه ای هستیم که به اهمیت و لزوم شکل گیری جدی تر و آگاهانه نقاشی دیواری و توسعه آن در جامعه کنونی دست یافته اند.مهم این است که این دسته از نقاشان هم شناخت وسیعتری از تکنیکهای اصولی و پایه گذار نقاشی دیواری بدست آورده اند و هم اینکه از دستاوردهای باارزش نقاشی معاصر جهان غافل نمانده اند.
با این وصف، نقاشی دیواری معاصر ایران، با تمام تلاشهای ناپیوسته هنرمندان و دست اندرکاران این رشته هنری، در مجموع به یک سبک و شیوه منسجم که بیانگر روح و اندیشه ایرانی در چهارچوب ادراک معاصر باشد نرسیده است و این مهم لازمه اش این است که ابتدا در عرصه وسیع تر نقاشی معصر ایران رخ بنماید.

 

نقاشي ديواري در اروپا

نقاشي ديواري در اروپا سواي دوران اوليه تاريخي و باستان چه در يونان و روم كه خاستگاه آغازينش با تاثير گذاري بر بافت معماري تحولات شگرفي نموده است.

در دوران مسيحيت با محوريت موضوعات مذهبي، بيشتر به عنوان روايتي مكمل آموزه هاي ديني پرداخته شده است.با آغاز رنسانس و پيشرفت در علوم، به خصوص رياضي و هندسه و تاثير آن بر معماري، ساختاري دقيقتر از نقاشي ديواري مطالبه مينمود، نقاشي ها بر روي ديوار علاوه بر محوريت موضوعات مذهبي، رويكردي برهماهنگي با  عناصر بصري معماري محيط نيز مورد توجه قرار گرفت.

با پيشرفت در زمينه مواد و مصالح بكار گرفته در نقاشي هاي ديواري در تلفيق با عناصر معماري همچون شيشه، سنگ، سفال و حتي چوب بكار رفته در معماري، نقاشي ديواري در اروپا تحولي چشمگير در سبك و اجراي شيوه هاي نقاشي، همزمان با تحول در فرهنگ، سياست و تحولات اجتماعي و مذهبي، عنصر ارتباط با مفهومي جديد به خصوص در دوران معاصر مورد توجه بسيار قرار گرفت.

تبليغات، به عنوان شيوه اي جديد در جهت معرفي عقايد و آراي سياسي، مذهبي و اقتصادي همگام با تحولات اجتماعي، سياسي، مذهبي و اقتصادي گسترش و اهميت ويژه اي داشت.

در اواخر قرن نوزدهم با شروع تحولات شگرف در زمينه اقتصادي، سياسي و فرهنگي اروپا و انقلاب ها تاثير نقاشي ديواري چه، به عنوان يك ديوارنگاره صرفا تبليغي با بكارگيري تمامي عناصر بصري و نوشتاري بر اين تحولات قابل توجه است.

اين نقاشي ها چه در بسيج عمومي و چه به عنوان اعتراض عمومي بر له يا عليه تفكري يا تحولي سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه اروپا نقش ويژه اي يافتند.

چه، در دوران انقلاب فرانسه كه در اواخر قرن هفدهم آغاز گرديد و چه، در تحولات صنعتي و بازار قرن هجدهم يا تحولات فرهنگي و سياسي قرن نوزدهم اين تاثيرات چشمگيرند.

با شروع قرن بيستم و اوج تحولات علمي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي اروپا و شكل گيري سبكهاي متعدد نقاشي و نظريات مباني و اصولي در هنرهاي تجسمي، نقاشي ديواري به عنوان عنصري ارتباطي در كنار روزنامه، راديو، تلويزيون و سينما در خدمت مناديان فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي دوره خود قرار گرفت.

تحولات در نقاشي ديواري ايران با توجه به تاثير پذيري از اروپا  

اگر بخواهيم تاثيرات نقاشي ديواري اروپا را در ايران جستجو كنيم ميتوانيم از دوره اشكاني و ساساني با توجه به نقوش موزاييكي بكار رفته در قصرهاي اين دوره، كه از روم و يونان دوره هلنيستي تاثير پذيرفته است، آغاز نماييم.

ولي بيشترين اين تاثيرات  ابتدا در دوره صفوي كه تحت تاثير پرده هاي نقاشي، كه از اروپا براي پادشاهان صفوي هديه اورده ميشد و همچنين نقاشان كليساهاي ارامنه در جلفاي اصفهان را ذكر كرد، كه با تاثير گذاري بر فرم و شيوه نقاشي هاي اين دوره قابل توجه است.

اين روند، تا دوره قاجار ادامه مي يابد.ولي مسئله اي كه قابل ذكر است تعامل و ارتباط ايران با اروپا است كه، هر چه با پيشرفت علوم ارتباطي(راه هاي دريايي و زميني و هوايي، مكاتباتي، فرهنگ ترجمه و حتي رسانه هاي بصري و شنوايي) اين تاثيرات علاوه بر سبك و روش اجراي اثار بر موضوعات آن نيز اثر فراواني داشته است.

در دوران معاصر با شكل گيري ارتباط وسيع ايران و اروپا و ورود رسانه هاي ارتباطي به ايران، فرهنگ اروپا را نيز با خود به ايران وارد نمودند.در نتيجه آثار هنري نيز با توجه به سرعت انتقال اطلاعات تحت تاثير اين تحولات قرار گرفت.

در اواسط دوره قاجار كه ارتباط وسيعي با اروپا آغاز گرديده بود، رويكرد به فرهنگ اروپايي به عنوان مقوله اي در نظر روشنفكران و حتي اشراف و سلطنت، شدت زيادي يافت.هر كدام با خواسته اي متفاوت، سعي در حركت به سمت اين فرهنگ و تاثيرگذاري بر فرهنگ عامه تلاش ميكردند.هنر به عنوان مقوله اي فرهنگي نقش ويژه اي در اين زمينه به مثابه رسانه ارتباطي ايفا مي نمود.

ابتدا با تاسيس دارالفنون، كه در كنارش مدرسه هنرهاي مستظرفه شكل گرفت نقش عمده اي در جهت آشنايي فرهنگ اروپايي با اشراف و روشنفكران جامعه و حتي عامه بازي نمود.در نتيجه اين تاثيرات، تحولات عميقي در انديشه و تفكرات جامعه نيز ايجاد گرديد كه خود باعث انقلاب ها به خصوص مشروطه شد.

اين روند در دوره رضاخاني با تاسيس دانشگاه به عنوان خاستگاهي علمي و فرهنگي نيز ادامه يافت.به گونه اي كه، بيشتر در اين دوران قدرت حاكمه و يا حتي روشنفكران با نيت ها و مقاصد متفاوت هر كدام بخشي از اين فرهنگ را مورد توجه قرار دادند، كه در جهت پيشبرد اهداف خود بودند در نتيجه، فرهنگ اروپايي به شكل ريشه اي بازشناسي نگرديد و همچنين، فرهنگ بومي نيز بدون مطالعه و بررسي مورد بي لطفي قرار گرفت.چنان كه، در اين دوران مي بينيم كه پيشرفت عمده اي در زمينه هنر و فرهنگ عمومي شكل نمي گيرد و همه چيز رويكردي سطحي نگر دارد جز بخش كوچكي از جامعه كه تاثيرش را بر نقاشي قهوه خانه اي ميگذارد كه ان هم مورد غفلت قرار مي گيرد.

در پايان جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط شرق و غرب، رويكرد به عناصر ملي و مذهبي در جامعه شكل مي گيرد، عامه مردم با خواسته هاي جديد پا به عرصه ميگذارند.همچنين تحولات جهاني، نگاه به فرهنگ بومي مناطق مختلف را مورد توجه قرار ميدهد.در نتيجه روشن انديشان جامعه و حتي قدرت حاكمه تحت تاثير اين شرايط و تحولات به سمت فرهنگ بومي بازگشت نموده و بدين منظور، رويكردي تلفيقي از فرهنگ بومي، ملي و مذهبي جامعه و فرهنگ اروپا را مورد توجه قرار مي دهند.

تحولات فوق، تاثيرات خود را بر هنر گذاشته، سبكها و شيوه هاي اروپايي با تلفيق با عناصر بصري بومي شكلي جديد به خود مي گيرد كه نمونه بارز آن سبك سقاخانه اي است و حتي بخشي از ان مورد حمايت دربار نيز قرار مي گيرد.در نقاشي ديواري نيز اين تحولات چشمگير است مانند اثار مسعود عربشاهي.

با شروع انقلاب 57 بازگشت از فرهنگ غرب و رويكرد به فرهنگ شرق شكل جديدي از هنر را در ايران بوجود مي آورد.انقلاب در نظر انقلابيون خاستگاهي شرقي مي يابد و گرايش به فرهنگ مستضعفان جامعه كه، در شرق سياسي(اتحاد جماهير شوروي، چين و امريكاي جنوبي) به اوج خود رسيده مورد توجه قرار مي گيرد.اين تاثيرپذيري را در ديوار نگاره هاي دوران اوليه انقلاب به خوبي شاهديم و حتي با شروع جنگ تحميلي اين رويكرد شكل مذهبي به خود گرفته، ولي فرم، سبك و شيوه آثار همچنان تحت تاثير فرهنگ شرق سياسي است. مسئله اي كه ناديده گرفته مي شود نقاشي ديواري به عنوان مقوله اي هنري است و ما در آثاراين دوره خطاهاي بارزي را در اين زمينه مشاهده مي كنيم.

صرف موضوع تبليغي(مذهبي، ملي)بودن اين آثار بدون توجه به ساختار نقاشي به عنوان يك هنر، به خصوص در زمينه ي نقاشي ديواري كه، در ارتباط تنگاتنگ با محيط شهري و معماري شهري قرار دارد اين آثار را در رده پايين هنري تنزل مي دهد.

با پايان جنگ همچنان اين رويكرد ادامه دارد ولي، با تحول در دوران سازندگي كم كم رويكرد به بخش هنري اغاز مي گردد.با تحول در ارتباطاط،رويكرد به فرهنگ اروپا نيز مورد توجه قرار مي گيرد.در اين دوران هر چه به عصر حاضر نزديك مي شويم از بار تبليغاتي(مذهبي، ملي)آثار كاسته مي شود و عنصر اجتماعي و روزمرگي در موضوعات و تحول در سبك اجراي آثار بيشتر ميشود.

در چند سال اخير با حمايتي كه شهرداري ها به خصوص شهرداري تهران از نظر مالي در زمينه نقاشي ديواري انجام داده نقاشي ديواري در ايران روندي رو به رشد داشته است.ولي آنچه كه در اين زمينه مي توان گفت آن است كه در چند سال اخير با توجه به اينكه در حوزه دانشگاهي مطالعاتي در زمينه نقاشي ديواري صورت گرفته ولي، با بي برنامه گي و فقط از جهت كمي به آثار توجه شده و با بي توجهي به كيفيت هنري آثار شاهد تكرار در سبك و شيوه آثار و حتي كيفيت نازل مواد و مصالح بكار رفته در آن هستيم.

بعضي از آثار بدون رعايت شرايط اقليمي و محيطي، معماري شهري و فرهنگي جامعه فقط كپي بد از آثار چند دهه گذشته ي اروپا و آمريكاست.روزمرگي و توهمات بصري كه بر اساس خطاي بصري و فقط صرفا در جهت متناسب ساختن با فضاي معماري بدون در نظر گرفتن شرايط اقليمي و فرهنگي و بومي منطقه مورد نظر اين آثار را به صورت تنها نقاشي روي ديوار در آورده و در حيطه نقاشي ديواري به عنوان هنري مستقل قرار نمي گيرد.

 نتيجه گيري

نقاشي ديواري هنري با قدمت چندين هزار ساله به مثابه رسانه اي عمومي تحت تاثير دوران و تحولات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي همچنان نقش ويژه خود را در فرهنگ عمومي جامعه دارا مي باشد.

تاثيرات نقاشي ديواري اروپا بر نقاشي ديواري ايران گاها مثبت و متاسفانه اكثرا منفي بوده است.هر چند در بعضي از آثار در دوران مختلف اين تاثير پذيري به خوبي با فرهنگ بومي، اقليمي، مذهبي و محيطي ايران تلفيق و در جهت رشد آن بكار رفته است ولي اثرات منفي آن نيز بسيار بوده است.لازم است اين هنر با مطالعه وسيع و همه جانبه و حمايت هاي مالي و معنوي در جهت پژوهش هاي نظري و عملي آن صورت گيرد تا اين هنر در جهت رشد و ارتقاي فرهنگ عمومي جامعه اثرات مثبت خود را بگذارد.  

 

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 6


نمایش این کد فقط در ادامه مطلب

تاریخ : پنجشنبه 11 اسفند 1390 | نظرات ()بازدید : 1361

بسم الله تاریخ : چهارشنبه 19 بهمن 1390
قلعه بمپور تاریخ : جمعه 10 مهر 1394
کهندژ بلوچستان تاریخ : جمعه 10 مهر 1394
فرهنگ سامره تاریخ : یکشنبه 22 اردیبهشت 1392
فرهنگ حسونا تاریخ : جمعه 20 اردیبهشت 1392
جغرافیای تاریخی مازندران.شهرفریم تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392
ژان دیولافوا تاریخ : پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392
تندیسک های ونوس در پیش ازتاریخ تاریخ : یکشنبه 08 اردیبهشت 1392
نوروزایران باستان تاریخ : سه شنبه 29 اسفند 1391
شهرستان چابهار تاریخ : شنبه 12 اسفند 1391
منابع آزمون کارشناسی ارشدباستان شناسی تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1391
تاثیرهنرچین برهنرایران.... تاریخ : پنجشنبه 15 تیر 1391
کلیله ودمنه تاریخ : سه شنبه 13 تیر 1391
باستان شناسی درافغانستان تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1391
تیسفون... تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1391
طاق کسری(ایوان مداین)... تاریخ : جمعه 09 تیر 1391
نقش سپاه سربازان جاویدان درتخت جمشید... تاریخ : پنجشنبه 08 تیر 1391
قلعه فلکالافلاک لرستان... تاریخ : سه شنبه 06 تیر 1391
غاردوشه لرستان... تاریخ : دوشنبه 05 تیر 1391
غارمیرملاس واقع درکوهدشت لرستان... تاریخ : شنبه 03 تیر 1391
سلجوقیان... تاریخ : جمعه 02 تیر 1391
ایلخانان(مغول)... تاریخ : پنجشنبه 01 تیر 1391
تپه زیویه... تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391
مکتب هرات... تاریخ : جمعه 05 خرداد 1391
مکتب تبریز(2)... تاریخ : پنجشنبه 04 خرداد 1391
مکتب تبریز(1)... تاریخ : سه شنبه 02 خرداد 1391
کماالدین بهزاد... تاریخ : دوشنبه 01 خرداد 1391
آرامگاه شاهان هخامنشی درخطر... تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391
سکه های ساسانی درداراب تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391
کشف ابزارجراحی مغز5هزارساله درهرمزگان... تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391
دکترنگهبان پدرعلم باستان شناسی در ایران... تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
150محوطه باستانی درقشم... تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
64قطعه آجرمنقوش دوره مادها درقم کشف شد... تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1391
کشف ساختارهای شطرنجی درمعماری یک شهرساسانی(استخر) تاریخ : جمعه 22 اردیبهشت 1391
ارنست هرتسفلدازکوه خواجه میگوید... تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
دیواربزرگ گرگان تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
برجسته ترین باستان شناسان تاریخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391
سوزندوزی بلوچستان تاریخ : سه شنبه 19 اردیبهشت 1391
گاندو(تمساح پوزه کوتاه) تاریخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1391
برگذاری چهارمین همایش باستان شناسی جنوب آسیادرزاهدان تاریخ : شنبه 02 اردیبهشت 1391
نقاشی دیواری تاریخ : پنجشنبه 11 اسفند 1390
هنرومعماری اسلامی تاریخ : چهارشنبه 10 اسفند 1390
اولین وتنهاجام انیمیشن جهان درشهرسوخته... تاریخ : سه شنبه 09 اسفند 1390
هنراسلامی دراسپانیا(اندلس) تاریخ : سه شنبه 09 اسفند 1390
شعری دروصف کوروش کبیر تاریخ : دوشنبه 08 اسفند 1390
هنرنقاشی... تاریخ : دوشنبه 08 اسفند 1390
غارهای لرستان تاریخ : یکشنبه 07 اسفند 1390
چغازنبیل(زیگورات) تاریخ : شنبه 06 اسفند 1390
چغامیش(جنوب شرقی دزفول) تاریخ : جمعه 05 اسفند 1390
مهراستوانه ای کوروش کبیر تاریخ : پنجشنبه 04 اسفند 1390

این نظر توسط somayeh در تاریخ 1391/9/29 و 21:48 دقیقه ارسال شده است

سلام به دوستان خوبم مطالب بسیار جذاب بود لطفا تصاویر مربوطه را ضمیمه مطالب کنید


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی


وبسایت رسمی باستان شناسی ××××××× گرگهاخوب بدانندکه دراین ایل غریب گرپدرمردتفنگ پدری هست هنوز× گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره پسری هست هنوز× آب اگرنیست نترسید که درقافله مان دل دریایی وچشمان تری هست هنوز
بالای صفحه
وبسایت رسمی باستان شناسی
firefox
opera
google chrome
safari