close
تبلیغات در اینترنت
در هیاهوی زندگی در یافتم::چه دویدنهایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالیکه گویی ایستاده بودم!!!چه غصه هایی که فقط سپیدی مویم را حاصل شد در حالیکه قصه ای کودکانه بیش نبود...دریافتم:: کسی هست که اگر بخواهد میشودواگرنخواهد نمیشود به همین سادگی!!!کاش نه میدویدم نه غصه میخوردم فقط اورا نگه میداشتم او خودش بجایم میدویدوغصه میخورد.....از انسانها غمی به دل نگیر؛زیراخودنیزغمگینند؛باآنکه تنهایندولی ازخودمیگریزند،زیرابه خودوعشق خودشک دارند.پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند.......

هخامنشی

شنبه 24 آذر 1397
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : سمیه درک زاده |

 

ریتون های هخامنشی



در میان آثار هنری هخامنشیان، ریتون‌ها جای خاصی را به خود اختصاص داده و با ویژگی مختص خود این آثار هنری، از چگونگی هنر درباری که در حقیقت نوعی تجمل پرستی است ما را آگاه می سازد. ریتون که یک واژه یونانی است، معمولا به ظروفی اطلاق می شود که از بخش قدامی انسان و یا حیوان و از یک ظرفی به شکل شاخ که در قسمت تحتانی ظرف بهم متصل می‌شوند تشکیل می‌گردد. این نوع ظرف که هی‌تیت‌ها از آن به نام بیبرو در اسناد تاریخی خود یاد نموده‌اند، چه در اعصار پیش از تاریخ و چه در دوران‌های تاریخی، پیوسته در مراسم دینی و سایر تشریفات درباری مورد استفاده قرار گرفته و غیر از موارد فوق، کاربرد دیگری نداشته است. ریتون‌های سفالین، در ایران از قدمت بیشتری برخوردار بوده و از هزاره چهارم پیش از میلاد تا بعد از عصر هخامنشیان (پارت و ساسانی) نیز موجودیت خود را با همان ویژگی حفظ نموده است. با وجود این‌که قدمت هنر ریتون سازی در باستان شناسی آسیای صغیر بیشتر از ایران بوده و تا عصر نو سنگی می‌رسد ولی ریتون‌های مکشوفه از آسیای صغیر، از نظر شکل ظاهری با ریتون‌هایی که از ایران یافت شده اند کاملا اختلاف دارند.

البته ریتون‌هایی که قسمت فوقانی آنها به شکل شاخ بوده و بخش پایین آن به گرده حیوانی متصل می‌شود، ادامه ریتون‌هایی است که احتمالا برای اولین بار در ایران ساخته شده و نمونه‌های سفالین آن را در هزاره چهارم پیش از میلاد از شوش، در نیمه دوم هزاره دوم بیش از میلاد از دروس شمیران، تهران و در نیمه اول هزاره اول پیش از میلاد (از فلز و سفال) از نقاط مختلف ایران می‌شناسیم.
با توجه به نمونه‌های پیشین ریتون‌ها، بهترین آنها را که با شیوه و سبک درباری ساخته شده‌اند، در عصر هخامنشی از طلا، نقره، مفرغ آهن و سفال با ویژگی خاصی ظاهر شده و از نظر سبک ریتون سازی و آثار هنری این عصر جای بس مهمی را در میان سایر آثار تجملاتی و صنعتی به خود اختصاص داده است. در ساختن ریتون‌های هخامنشی، نهایت ظریف‌کاری، دقت و استادی رعایت شده و هنر مندان در این رشته هنری، نیز از نظر خلاقیت و مهارت، برتری هنر این عصر را نسبت به دوره‌های پیشین کاملا مشخص و روشن نموده است.
ریتون‌های هخامنشی که به احتمال زیاد از نمونه‌های مادی و اوراتویی و سکایی اقتباس شده‌اند، عموما از سرزمین‌های تحت نفوذ هخامنشیان بدست آمده‌اند. ریتون‌هایی که از کوگانهای سکایی واقع در جنوب روسیه کشف شده‌اند یا بوسیله هنرمندان هخامنشی ساخته و یا اینکه سکایی‌ها در ساختن آنها شدیدا تحت تاثیر هنر هخامنشی قرار گرفته‌اند. ولی به احتمال قریب به یقین، ریتون‌های یافت شده از قبور سکایی توسط هنرمندان هخامنشی ساخته شده‌اند زیرا شیوه و تکنیک چکش‌کاری به‌ویژه در ریتون‌های فلزی این نظر را روشن می‌سازد.
ریتون‌هایی که از آسیای صغیر بدست آمده و مربوط به عصر هخامنشیان می‌باشند، از ارزش هنری خاص برخوردار بوده و در عین حال نفوذ و گسترش هنر هخامنشیان را در این سرزمین به اثبات می‌رساند که می‌توان به عنوان مثال از ریتون سفالین به شکل شیر، ریتون نقره‌ای به شکل بز وحشی و گریفون یافت شده از شهر ارزنجان (ارزینجان)، ریتون نقره‌ای به شکل آهو‌ی مکشوفه از شهر ارزروم سخن به میان آورد. البته منقار، پاها، گردن و باله‌ای گریفون با طلا اندود شده و سایر قسمت‌های آن از نقره می‌باشد. غیر از ریتون‌های فوق، یک ریتون سفالین به شکل اسب در کاوش‌های تپه ماشات (مشهد) از یک طبقه فرهنگی هلنیستیک (واقع در بخش مرکزی آسیای صغیر محل استقرار هی تیت ها) بدست آمده است که از نظر شکل ظاهری و لعاب هرمز روشن و جلا یافته، قابل مقایسه با ریتون‌های هخامنشی بوده و در چهار چوب هنر هخامنشی مورد بررسی می‌باشد.
ریتون‌های طلایی موزه متروپولتین (به شکل شیر)، ریتون نقره‌ای کلکسیون کورکی ین (به شکل گاو) ریتون نقره‌ای کلکسیون شی مل (به شکل قوچ) ریتون نقره ای موزه لنینگراد ( به شکل قوچ) ریتون‌های نقره‌ای موزه لوور (به شکل بز و اسب) ریتون نقره‌ای موزه بیریتیش ( به شکل گریفون)، ریتون‌های نقره‌ای موزه ارمیتاژ ( به کشل بز بالدار) ریتون طلایی کلکسیون شخصی در نیویورک ( به شکل آهو) و سایر ریتون‌های طلایی و نقره‌ای هخامنشیان که تزیین بخش موزه‌های ایران می‌باشند. آن چنان با مهارت و استادی ساخته شده‌اند که می‌توان از آنها بعنوان بهترین شاهکارهای هنر فلزکاری عصر هخامنشیان سخن به میان آورد.
یکی از زیباترین نمونه این ریتون‌ها که با ضرب چکش از طلای خالص ساخته شده‌اند که می‌توان از آنها بعنوان بهترین شاهکارهای هنر فلزکاری عصر هخامنشیان سخن به میان آورد.
یکی از زیباترین نمونه این ریتون‌ها که با ضرب چکش از طلای خالص ساخته شده و احتمالا از همدان یافت شده است، در میان ریتون‌های هخامنشی از ویژگی و زیبایی خاص برخوردار می‌باشد. این شاهکار بسیار ارزنده را ، امروزه در موزه ملی (موزه ایران باستان) به معرض نمایش قرار داده‌اند. این ریتون طلایی که مشتمل بر مجسمه شیر بالدار و متصل به جامی بلند است، بدنه آن مزین به خطوط شیاردار افقی برجسته بوده، اطراف لبه بالای آن دارای نقش گل‌های معمول در نقوش هخامنشی به نام گل‌های نیلوفر آبی و نقش زنجیره‌ای می‌باشد. بال‌های شیر تا محاذات گوشهای آن بالا آمده، چگونگی صورت، گردن ، دهان، دندان، چشم، بینی و چنجه‌های جلو انداخته شیر با نقوش برجسته متعدد تخت جمشید، از نزدیک قابل مقایسه می‌باشد. بلندی این ریتون 23 سانتیمر، طول آن در جهت سر و دم شیر 21 سانتیمتر، پهنای زیرین بدنه آن 8 سانتیمتر، قطر دهانه بالای ریتون 12 سانتیمتر و وزن آن 1875 گرم است.
ریتون طلایی دیگر، به ویژگی هنر عصر هخامنشی ، در موزه مترو پولیتن به نمایش گذارده شده است. با وجود این که از نظر ابعاد کوچکتر از ریتون قبلی بوده و دارای تزیینات کمتری است، ولی از لحاظ شکل ظاهری تزیین سطح بیرونی جام شیر بالداری که جام طلایی به گرده آن اضافه شده است، از یک طرف قابل مقایسه با ریتون مکشوفه از همدان بوده و از طرف دیگر ریتون‌های مکشوفه از آسیای صغیر را به یاد می‌آورد.
سطح بیرونی جام ریتون‌ها، در عصر هخامنشی یا به صورت ساده و بدون اینکه کوچکترین تزیین در آنها ایجاد گردد ساخته شده و یا اینکه با شیارهای افقی به صورت برجسته و به‌ندرت عمودی و در پیشابیش این شیارهای تزیین به‌ویژه در اطراف لبه، نقش گل‌های نیلوفر آبی و نقش زنجیره‌ای جلب توجه می‌کند که در ریتون‌های یونانی، شیارهای تزیینی بر خلاف ریتون‌های هخامنشی که اکثراً افقی هستند به صورت عمودی از پایین لبه تا گرده حیوان ، چون شیارهای قاشقی ستون‌ها، با ضربات چکش ایجاد گردیده، ولی نقش گل‌های نلوفرآبی هم در ریتون‌های هخامنشی و هم در ریتون‌های یونانی اکثرا در اطراف لبه ظاهر می‌شوند.
ریتون‌هایی که از سرزمین‌های تحت نفوذ اورارتوها و فریگ‌ها به دست آمده و مربوط به قرن هشتم و هفتم پیش از میلاد می‌باشند و به‌ویژه از نظر شکل ظاهری همگی قابل مقایسه باریتون‌های فلزی و سفالین مادها و ماناها بوده و با وجود این که «هی تیت» ها نیز در مراسم دینی از ریتون استفاده نموده و ریتون‌هایی به شکل نمونه‌های هخامنشی ساخته‌اند، لیکن ریتون‌هایی از یک حیوان و یا یک جانور تخیلی و از یک جامی که روی گرده حیوان به صورت عمودی تشکیل یافته، چه در آسیای صغیر و در یونان و چه در بین‌النهرین و چه در سرزمین سکاها، به احتمال زیاد با الهام از ریتون‌های ایرانی ساخته شده‌اند که بهترین نوع آنها که اصلا از نظر تزیین بدنه، زیبایی و جامی که به طور عمودی روی گرده حیوان قرار داده می‌شود قابل مقایسه با نمونه‌های بیش از خود نبوده بلکه بهتر از همه آنها و با شیوه خاصی در عصر هخامنشی ساخته شده‌اند.
هر چند که تاثیر هنر اوراتویی، آشوری و سکایی در بعضی از ریتون‌ها به‌چشم می‌خورد، ولی هنرمندان عصر هخامنشی در ساختن ریتون‌ها از نمونه‌های مادی الهام گرفته و دست به ایجاد چنین شاهکار هنری زده‌اند. همان گونه که تنه قدرتمند حیوانات واقعی و تخیلی، سنگینی سقف کاخ‌های تخت جمشید را به دوش می‌کشند، این بار همان حیوانات با همان ویژگی، جامی را بر دوش دارند که جهت استفاده پادشاهان هخامنشی ساخته شده‌اند. به طور یقین، هنرمندان در خلق این جام‌های زرین و سیمین به ویژه آنهایی که به طوری عمودی بر نیم تنه حیوانات واقعی و تخیلی اتصال یافته‌اند از ستون‌های تخت جمشید الهام گرفته و حتی شیارهای عمودی سطوح بیرونی جام‌ها به احتمال با اقتباس از شیارهای قاشقی بدنه ستون‌ها چکش‌کاری گردیده‌اند.
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : چهارشنبه 3 اسفند 1390 | نظرات ()بازدید : 1369
نویسنده : سمیه درک زاده |

 

مهرهای هخامنشی
در میان آثار هنری هخامنشیان مُهرها جای خاصی را به خود اختصاص داده و از لحاظ شیوه‌ی هنری از ویژگی‌های خاصی برخوردار می‌باشند. مُهرهای استوانه‌ای، مُهرهای مسطح و مُهرهای حلقه‌ای این دوران روش‌های گوناگونی از شیوه‌ی آشوری و بابل جدید تا سبک جدید یونانی را منعکس می‌سازند که در دوره‌ی هخامنشی یکپارچه شدند. در میان مُهرهای هخامنشی مُهرهایی که با سبک ایرانی ساخته شده‌اند، بسیار جالب توجه می‌باشند. این‌گونه مُهرها برای مقاصد اداری به وسیله‌ی فرمانروایان اولیه هخامنشی از داریوش یکم (486 ـ 522 ق . م) تا اردشیر یکم (422 ـ 456 ق.م) بکار می‌رفتند در حالی‌که افراد ویژه، مهرهای حلقه‌ای یا مهرهای مسطح داشتند. استفاده از مهر استوانه ای در اوایل دوران هخامنشی جالب توجه‌تر از همه است، زیرا اندکی پیش از آن در بابل، یعنی سرزمین اصلی مهرهای استوانه‌ای این نوع مهرها به مقدار وسیعی جای خود را به مهرهای مسطح داده بود. در آشور نیز از زمان سارگون (705 ـ 721 ق.م) مهرهای مسطح به عنوان مهرهای رسمی سلطنتی مورد استفاده قرار گرفته بودند.
شاید ایلامی‌ها مهرهای استوانه ای را نسبت به بابلی‌ها برای مدت طولانی‌تری حفظ کردند و در این میان پارسی‌ها این رسم را از ایلام به ارث بردند. نشان و تاثیر میراث ایلامی را در یک مُهر استوانه‌ای به‌خوبی می‌توان مشاهده نمود. در این مُهر، شاه بر روی اسفینکس‌ها ایستاده و به علامت پیروزی، دو شیر را از پاها گرفته و به هوا بلند کرده است. این طرح ترکیبی کاملا شبیه به موضوع یک مهر استوانه‌ای ایلامی قرن سیزدهم پیش از میلاد است.
بیشتر مهرهای استوانه‌ای ظریف هخامنشی از سنگ یمانی روشن، سنگ لاجورد آبی تند یا سنگهای رنگارنگ دیگر ساخته می شدند. مُهرهای ساخته شده از مواد پست‌تر، مانند سنگ آهکی صورتی مایل به قهوه ای یا خاکستری یا سیاه، سنگ صابونی یا حتی گل پخته، احتمالا به کارمندان با درجات پایین‌تر از آنهایی که می‌توانستند از عهده فراهم نمودن ظریف‌ترین سنگ‌ها برآیند، تعلق داشته اند.
گذشته از شکل معمولی استوانه ای، مهرهای استوانه‌ای ـ مسطح نیز در دوره هخامنشی بکار برده می‌شدند. این‌گونه مهرها در بالا، وسیله‌ای برای آویزان کردن داشتند و نه تنها بر سطح استوانه بلکه بر انتهای آن نیز کنده‌کاری شده بود. این نوع مهر، ویژه‌ی اوراتویی‌ها است، مانند عوامل دیگر اورارتویی، این عامل هنری نیز می‌توانسته است به وسیله‌ی مادها بدست هخامنشیان رسیده باشد. با این حال، مُهرهای استوانه‌ای مسطح مادها، هنوز به روشنی از مُهر های هخامنشی جدا نشده اند.
در روی یک مهر استوانه‌ای دیگر، کی‌نمیش حقیقی‌تر از شجاعت پهلوانی پادشاه و نیروی مقاومت ناپذیر او با یک شیر را نشان می دهد. این مهر که از شهر تبس واقع در مصر یافت شده است نام و لقب داریوش شاه بزرگ را در بر دارد که به پارسی، ایلامی و بابلی نوشته شده است. بال‌های یکپارچه نماد اهورامزدا را که در روی این مهر کنده‌اند، می‌توان با طرحهای مشابه در نقش برجسته بیستون و در نمای آرامگاه صخره‌ای داریوش و جانشینانش مقایسه کرد. البته این مهر استوانه‌ای با نقش داریوش و نام کنده شده وی بر آن، مهر شخصی شاه نبوده بلکه به یکی از صاحب منصبان عالی رتبه شاهنشاهی تعلق داشته است.
مهر استوانه ای بدست آمده از مصر، داریوش را ایستاده در کنار ارابه ران خود، در ارابه‌ای که با دو اسب کشیده می شود نمایش داده است. شاه، تیرهایی را به سوی شیری رها می‌کند که مانند هیولایی نیمه انسان روی دو پای خود به هوا بلند شده و قابل مقایسه با شیر پلاک به دست آمده از زیویه می‌باشد. جسد دومین شیر( اما در یک مقیاس کوچکتر) در زیر پای اسبها دراز افتاده است. دو نخل خرما، صحنه را میان می‌گیرند. این صحنه نقوش ساسانی را فراتر از زمان خود نشان می‌دهد که در آن شکار شاه را به عنوان پیشگویی پیروزی شاهی، چون یک نتیجه پیش‌بینی شده هم زنده و هم مرده نمایش می‌دهند.
نوع دیگری از مُهر استوانه‌ای تنها نقش یک گاو نر را نشان می‌دهد، خطوط ظریف، سبک سازی واضح بدن و سطوح صاف این گاو، انسان را به یاد نقوش برجسته تخت جمشید می‌اندازد.
با توجه به نقوش کنده شده مهرهای استوانه‌ای شکل چنین بر می‌آید که موضوع‌ها از جهان مذهبی خارج شده و وارد دنیای عادی گردیده است. به‌عنوان مثال گاهی روی این نوع مهرها، شاه را در حال ایستاده روی یک شیر به معرض نمایش قرار داده اند که این گونه تصاویر از نقوش قدیمی خدایان مشرق زمین اقتباس یافته است و شاه در عین حال در یک دست کمان و در دست دیگر سه عدد تیر دارد که کمان در این تصویر نشانه قدرت شاهی بوده که مشابه آن روی مهرهای استوانه‌ای شکل و نقوش برجسته بیستون و نقش رستم و روی نمای گور دخمه قیزقاپان نیز نشان داده شده است.
در روی یک مهر استوانه‌ای شکل در میان مجلس، خدا و آتشدان و پادشاه را تصویر کرده‌اند و در اطراف شاه به طور قرینه موضوع‌های دیگر اضافه شده است که مجلس را پر کند. حتی در میان تصاویر، نقش جنگ میان مادها و سکایی‌ها، نیز جلب توجه می‌کند. در بعضی موارد برای این‌که منظره‌ای را مجسم کرده باشند درخت خرمایی را در زمینه نقش مجلس نشان داده اند بدون این‌که رابطه‌ای با قسمت‌های دیگر تصاویر داشته باشد. البته روی تمام مهرهای این عصر، قهرمان مجلس، پادشاه است که همیشه پیروز بوده و به منزله‌ی نشانه‌ای از دولت هخامنشی می‌باشد.
مهرهای مدور یا بیضی شکل بنا بر سنت‌های قدیم آسیای صغیر ساخته می‌شدند. این مهر‌ها بیشتر در بخش‌های غربی قلمرو هخامنشی مورد استفاده قرار گرفته و از نظر شیوه‌ی کار و سبک و تنظیم و ترکیبشان جزو دسته مهرهای استوانه‌ای شکل به‌شمار می‌روند. از مُهرهای مسطح مُدور و بیضی شکل، چند نمونه در آسیای صغیر کشف شده اند که در اینجا به معرفی بعضی از آنها می‌پردازیم:
1) یک مهر دایره‌ای شکل از گل‌رس ساخته شده و در کاوشهای داسکیلیوم واقع در 2‌کیلومتری دریاچه مانیاس بدست آمده و قطر آن در حدود 5/3 سانتیمتر می‌باشد. در روی این مهر به صورت برجسته مغی را با لباس بلند که تا به مچ پا می‌رسید تصویر نموده‌اند. در مقابل این مرد روحانی که از طرف راست به معرض نمایش گذارده شده است خط آرامی به چشم می‌خورد، در دست چپ او «برسم» و در دست راستش یک عصا جلب توجه می‌کند. روی دوش این مرد روحانی یک شنل بلند که کاملا شبیه شنل‌های مادهاست به چشم می‌خورد. با توجه به شکل ظاهری این تصویر، آن را می‌توان از یک‌طرف با تصویر مغی که در چهار طرف آتشدان کاپادوکیه و از سوی دیگر با تصاویر مردانی که در نمای گور دخمه قیزقاپان و سکاوند موجود است از نزدیک مقایسه نمود. از طرفی تصویر مرد روحانی که در روی مهر هخامنشی جلب توجه می‌کند قابل مقایسه با نقش مغ‌هایی می‌باشند که در روی یادمان‌های داستکیلیوم نمایش داده شده‌اند.
2) اثر یک مهر مسطح از دوران هخامنشی بر روی گل‌رس و به شکل بیضی که در کاوش‌های داسکیلیوم یافت شده است، بسیار جالب توجه می‌باشد. در این اثر، شاه به طرف راست بر روی تخت نشسته و در پشت سر او سه خدمتکارش و در جلوی او دو عدد آتشدان و یک تصویر دیده می‌شود. شبیه این گونه تصاویر در حجاری‌های تخت جمشید به ویژه بالای گور دخمه‌ها به چشم می‌خورد. ابعاد این اثر 4×8/3 سانتیمتر می‌باشد.
3) یک مهر مسطح هشت‌گوشه که از سنگ ساخته شده، در کاوش‌های ساحل سارد بدست آمده است. در قسمت بالای استوانه این مهر نیم‌بیضی شکل، سر2 مرغابی که از بالا به طرف پایین آویزان می‌باشند جلب توجه می‌کند. این شیوه هنری را در میان گنجینه زیویه بر روی یک گُرز سنگی که از مرمر سفید ساخته شده و اثر سکایی‌ها می‌باشد می‌توان مشاهده کرد. در قسمت بالای این مهر، جهت آویختن آن به گردن حلقه‌ای ایجاد شده که داخل حلقه را طلا کاری کرده‌اند. در سطح این مهر هخامنشی، یک بز بالدار که فقط دارای یک شاخ می‌باشد به چشم می‌خورد.
بلندی این مهر 3 سانتیمتر بوده و امروز در موزه باستان شناسی استانبول به معرض نمایش گذارده شده است. شبیه تصویر بز بالدار که در روی مهر سادس جلب توجه می‌کند در روی بعضی از مهرهای استوانه‌ای شکل هخامنشیان نیز دیده می شود.
در روی یکی از این مهر‌ها با حروف فارسی باستان جمله من پادشاه خشایارشا هستم به چشم می‌خورد.
البته لازم به توضیح می‌باشد که از قرن پنجم پیش از میلاد به تقلید از هنر یونان، مهرهای هخامنشی بتدریج به صفحات مدور یا بیضی که روی آن تصاویر مجسم می‌گردید، مبدل شده‌اند. در روی این گونه مهر‌ها موضوع‌هایی که به معرض نمایش گذارده شده اند عبارتنداز : مجالس شکار یا جنگ که رد آن حرکات به صورت طبیعی نشان داده شده و بسیاری از موضوع‌هایی که مربوط به زندگی روزمره و یا تصویر حیوانات درحال تاخت می‌باشند به چشم می‌خورد. در این گونه مجالس، پادشاه شرکت ندارد و این نوع تصاویر احتمالا مربوط به مجالس ملی می‌باشد. البته اشخاصی که در این مجالس شرکت کرده‌اند معمولا از خود تحرک چندانی نشان نداده و هنرمند در بکارگیری چنین شیوه‌ای جهت نشان دادن تصاویر، احتمالا از هنر یونان الهام گرفته است. بنابراین در عصر هخامنشیان هنر مهرسازی نیز بدون تاثیرپذیری رشد نکرده و غالبا از عناصر هنرهای خارجی به ویژه بابلی، آشوری، ایلامی از یک طرف و از سوی دیگر از هنر آسیای صغیر و همسایه غربی آن یعنی یونان الهام گرفته است. ولی با وجود این هیچ وقت تقلید به صورت کورکورانه نبوده ، بلکه هخامنشیان آنها را بنا بر میل و سلیقه خود به صورت جدیدی درآورده و به این ترتیب خواسته‌اند تا هنر خودشان را حتی در ساختن مهرها ، مافوق مهرهای بیگانگان نشان بدهند.
البته لازم به توضیح می‌باشد که در کاوش‌های ارگیلی (داسکیلیوم)، حدود 300 مهر از عصر هخامنشیان بدست آمده است که در روی آنها نوشته‌هایی به خط پارسی باستان و آرامی دیده می‌شود که در کنار این نوشته ها نقوشی از قبیل صحنه نبرد یک انسان با یک حیوان افسانه‌ای (شیربالدار و دارای شاخ) و یا نقش اسفنکس و یا بز بالدار با یک شاخ جلب توجه می‌کند.

امتیاز : نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 6

تاریخ : سه شنبه 2 اسفند 1390 | نظرات ()بازدید : 371
نویسنده : سمیه درک زاده |

آتشدان هخامنشی
پیرامون معتقدات دینی هخامنشیان، یک آتش دایمی در یک ساختمان در بسته‌ای احتمالاً وجود داشته که برای روشن کردن آتشدان‌ها به کار می‌رفته است. این ساختمان را آتشگاه می‌نامیدند و فقط روحانیان می‌توانستند به آن دسترسی داشته باشند یکی از این ساختمان‌ها که امروز هم پا بر جاست « کعبه زرتشت» در نقش رستم می‌باشد.
در رابطه با آتشگاه « کعبه زرتشت» دو آتشدان سنگی در نزدیکی آن در سنگ‌کوه تراشیده‌اند. در حقیقت این آتشدان‌ها به احتمال زیاد تقلید و یا اقتباسی از یک بنای چهار طاقی می‌باشند که از چهار طرف باز بوده و در بالای ستون‌ها چهار قوس ساخته شده که مجموع آن را سقفی گنبدی می‌پوشانیده است . ابعاد این آتشدان‌ها، مختلف بوده و با شکل چهارپهلویی که بخش پایینی آنها پهن‌تر از بخش بالایی است آتشدان‌های ساسانی را به خاطر می‌آورد. در چهار طرف هر یک از دو آتشدان قوس‌های هلالی شکل کاملی به صورت برجسته کنده شده و این قوس‌ها روی ستون‌های کوچکی قرار دارند و روی مجموع آن صفحه چهارگوشی از سنگ ایجاد گردیده و لبه‌ها کنگره‌دار می‌باشند.
درست در وسط صفحه چهارگوش حفره‌ای ایجاد گردیده که در آن، آتش مقدس را مقابل پرستندگان قرار می‌دادند و تشریفات دینی لازم را به عمل می‌آورده‌اند.

محوطه مقدس
در ضلع شمال غربی دشت پاسارگاد، محوطه‌ای به شکل مسطتیل، جلب نظر می‌نماید که به محوطه مقدس معروف است. در این جا یک بلندی کوچک پله‌دار، بر یک جفت آتشدان یا خدنج سنگی که در 130 متری شرق آن واقع شده‌اند، مشرف است. آتشدان‌های مذکور هر کدام از یک تخته سنگ بزرگ و سفید و چند تخته سنگ کوچک درست شده، قاعده آتشدان جنوبی، 43/2 متر و بلندی آن 16/2 متر است، قاعده آتشدان شمالی ، 80/2 متر و بلندی آن 210 سانتیمتر است. اولی پلکانی مشتمل بر 9 پله سنگی بوده ولی دومی چنان که بررسی‌ها نشان داده است، مرکز پلکانی نداشته است، احتمالا هر دو آتشدان در زمان کوروش ساخته شده و همچون آتشدان‌های نقش رستم اینها نیز رابطه مستقیم با آتشگاه داشته اند.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : دوشنبه 24 بهمن 1390 | نظرات ()بازدید : 299
نویسنده : سمیه درک زاده |

کتیبه های هخامنشی

همانطوری که می‌دانیم، انواع خطوط در عهد قدیم در نگارش مورد استفاده قرار گرفته و عصر به عصر و دوره به دوره این خطوط تغییر می‌یافته است. البته زمانی خط سومری‌ها، زمانی خط ایلامی‌ها و هنگامی دیگر خط آشوری‌ها ولی هخامنشیان بر این خطوط سبقت گرفته و خطی دیگر ولی در عین حال شیواتر و زیباتر را به عرصه‌ی گیتی عرضه نمودند و آن خط میخی پارسی بود.این خط، فوق‌العاده ساده بود و از 42 حرف تشکیل می‌شده است، در حالی‌که در مقایسه با خطوطی از قبیل میخی بابلی یا آشوری که بی‌نهایت مشکل و دارای 800 علامت می‌باشد و خط میخی ایلامی یا انزانی دارای 300 علامت بوده و تقلیل از 800 حرف آشوری به 300 حرف ایلامی و 42 حرف، و در عین حال آسان نمودن کار نویسندگی، خود یکی از کارهای برجسته و مهم ایرانیان باستان می‌باشد. با وجود این‌که از خط ایلامی و بابلی اقتباس گردیده، مع‌هذا یک تصرف بجا و تحول شگرفی در آن به عمل آمده و این خود معرف افکار بدیع و مترقی ایرانی در ادوار باستان می‌باشد.
البته پارسی باستان، نامی است که به زبان سنگ نوشته‌های هخامنشی اطلاق می‌شود. این زبان در عین حال که گویش استان فارس بوده، اندک نشانه‌هایی از گویش شمالی نیز در آن وجود دارد. زبان پارسی باستان را تنها از روی همین نوشته‌های شاهانه که بر تنه‌ی کوه‌ها یا لوحه‌های گل پخته و زرین و سیمین و ظرفها و مهرها باقی است، می‌شناسیم.
البته لازم به توضیح می‌باشد که روابط اداری شاهنشاهان هخامنشی توسط خط و زبان آرامی انجام می‌گرفت و این زبان و خط آرامی از اواخر قرن پنجم پیش از میلاد روی چرم یا پاپیروس و با قلم و مرکب نوشته می‌شد. اسناد خزانه کاخ شاهی در تخت جمشید که شمار آنها نزیک سی هزار می باشد ، به زبان ایلامی بوده که بر روی لوحه‌های گلی نوشته شده و تاکنون بخشی از آن خوانده شده است و شاید علت بکار بردن زبانهای فوق جز این نباشد که شاهان هخامنشی هدفی جز استیلا بر دنیای متمدن و تصرف و غصب فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف نداشته باشند، لیکن زبان پارسی باستان تنها برای ثبت کارهای بزرگ و درخشان شاهنشاهان هخامنشی و به یادگار قدرت و عظمت پارسیان بکار رفته است و پیش از ایرانیان این رسم در بین شاهان رایج بوده ولی در بسیاری از آنها مانند سنگ نوشته‌های شاهان بابل و آشور، حقایق واقعی دگرگون شده است، ولی در نوشته‌های به زبان و خط پارسی باستان، مبالغه‌ای صورت نگرفته و هیچ نکته خلاف حقیقتی تا کنون یافت نشده است.
کتیبه‌هایی که از هخامنشیان باقی مانده است، به سه زبان، یعنی ایران باستان، ایلامی و بابلی نوشته شده، اما کتیبه‌هایی نیز وجود دارند که تنها به یک زبان نوشته شده و آن زبان پارسی باستان می‌باشد که زبان خاندان شاهی بود و همه‌ی این زبان‌ها را به خط میخی نوشته‌اند. البته لازم به توضیح می‌باشد که هیچ دلیلی در دست نیست که ثابت کند که خط ایران باستان، کاربردی عمومی داشت، یا اینکه نظیر خط بابلی برای مقاصد علمی بکار می‌رفت. بلکه تمامی کتیبه‌های هخامنشی نشانگر قدرت، حاکمیت، خودستایی، کشورگشایی و به زانو در آوردن دولت‌ها بوده و کمترین اطلاعی در رابطه با چگونگی زندگی افراد عادی در اختیار ما نمی‌گذارد.
مفصل‌ترین و مهم ترین آثار باستانی پارسی باستان از داریوش بزرگ است که بیشتر با دو متن بابلی و ایلامی همراه می باشد. از دوران هخامنشی، کتیبه‌های زیادی کشف شده که در اینجا به معرفی مهمترین آنها پرداخته ‌می‌شود:

  • کتیبه بیستون که از همه کتیبه‌های دوره هخامنشی مهم‌تر است و در آن داریوش اول مبادرت به شرح اقدامات خود در مورد سرکوبی سرکشان و مدعیان سلطنت و گسترش امن و عدالت کرده و ممالک قلمرو خود را ذکر نموده است.
در اینجا لازم به توضیح می باشد که اولین دانشمندی که موفق به خواندن کتیبه های هخامنشی شد گرتفند است و بعد از او مستشرقین دیگری از جمله بورنوف واپبرت فرانسوی دنباله کار او را گرفتند و سرانجام رالینسن در قرن نوزدهم میلادی کتیبه بیستون را کاملا ترجمه کرد. کتیبه بزرگ بیستون به سه زبان پارسی قدیم، ایلامی و آشوری نوشته شده که تقریبا دارای دو هزار کلمه می باشد. در این کتیبه داریوش قصه بردیا و شورش‌هایی را که در اوایل سلطنتش در نقاط مختلف روی داده شرح می‌دهد.
  • در بیستون کتیبه ای دیگر از داریوش موجود است که در حقیقت متمم کتیبه بزرگ بوده و تعداد کلمات آن قریب به یکصد و پنجاه کلمه است.
  • در کوه الوند نزدیک همدان کتیبه ای از داریوش وجود دارد که دارای 50 کلمه است.
  • در تنگه سوئز کتیبه ای از داریوش وجود دارد که دارای 80 کلمه بوده و مربوط می‌شود به حفر کانالی که یکی از شعبات رود نیل را به دریای احمر متصل کرده ست.
  • بر روی استوانه‌ای بلوری که از کاوش در مصر به دست آمده، کلماتی نقش شده است که ثابت می‌کند مربوط به زمان داریوش اول بوده و هم اکنون در موزه بریتانیا است.
  • کتیبه تخت جمشید که مربوط به زمان داریوش اول است و دارای 200 کلمه می‌باشد. در این کتیبه داریوش از ممالکی اسم برده که جزو کشور ایران بوده است.
  • کتیبه نقش رستم، این کتیبه مربوط به زمان داریوش اول بوده که در مقابر شاهان هخامنشی کنده شده است و دارای 250 کلمه می‌باشد. در این کتیبه نیز داریوش از ممالکی نام‌برده که جزو ایران بوده‌اند.
  • در خرابه های تخت جمشید ، پنج کتیبه از خشایارشا باقی‌مانده که روی هم دارای 250 کلمه است. مضمون کتیبه ها مربوط به ساختمان قسمت‌های مختلف تخت جمشید است که روشن می‌کند کدامیک از قسمت‌ها توسط خشایارشا ساخته شده است.
  • در کوه الوند نزدیک همدان جنب کتیبه‌ی داریوش اول کتیبه‌ای از خشایارشا وجود دارد که دارای 60 کلمه می‌باشد.
  • کتیبه وان واقع در شرق ترکیه که مربوط به زمان خشایارشا است.
  • بر روی گلدانی که در موزه لوور پاریس است، کلماتی به خط میخی کشیده شده که مربوط به زمان خشایارشا است.
  • بر روی گلدانی که از سنگ مرمر ساخته شده و در مصر به دست آمده کلماتی به خط میخی کنده شده که مربوط به اردشیر اول است.
  • از داریوش دوم در تخت جمشید کتیبه‌ای به دست آمده که خیلی مختصر است و مضمون آن معرفی بانی بعضی از بناهای تخت جمشید می‌باشد.
  • در شوش از اردشیر دوم کتیبه‌ای به دست آمده که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و آشوری نوشته شده و در این کتیبه اردشیر بعد از ستایش اهورامزدا خود را معرفی کرده است.
  • در زیر لبه یک جام طلایی نام داریوش کنده شده است.
  • از اردشیر سوم در تخت جمشید کتیبه‌ای به دست آمده که در آن اردشیر بعد از ستایش اهورا مزدا خود را معرفی می کند.
  • لوحه تزیینی روی آجر‌های لعابی رنگین که می‌بایستی بر روی دیوار کاخ نصب شود و قطعات جداگانه آن یافت شده است، دو نسخه از پارسی، هر یک در 14 سطر و شکسته‌هایی از متن اکدی و ایلامی.
  • نوشته‌ای تنها به پارسی از اردشیر سوم در چهار نسخه، که متن آنها تنها در سطر بندی اختلاف دارد، اولی و سومی چهارمی، بر دیوار کاخ اردشیر، در اصل هر متن بیست و شش سطر بوده است و نسخه ی دوم در 35سطر کنار، پلکان شرقی کاخ داریوش.
  • لوح زر به نام اریارامنه (موزه برلن)، لوح زر به نام (گنجینه مارسیل ویدال)، الواح زر و سیم داریوش ( در موزه ایران باستان) و الواح داریوش که در سال 1307 ضمن پی‌کنی دیوار خانه‌ای در محله سر قلعه یعنی در یکی از نقاط تپه هگمتانه لوحی از زر و لوحی از سیم به دست آمد. این دو لوح به یک اندازه چهارگوش بوده و طول و عرض هر کدام 8/8×19 سانتیمتر است و بر روی هر یک از آنها خطوط میخی به سه زبان یعنی پارسی باستان، بابلی و ایلامی نقش گردیده است.
  • لوح زر به نام داریوش دوم ( موزه ایران باستان).
لوح کامل از طلا به طول 5/20 سانتیمتر و عرض 5/18 سانتیمتر شامل بیست و سه سطر. نوشته میخی به زبان فارسی قدیم به نام داریوش دوم (424 تا 404 ق.م) و مضمون آن شبیه سایر نوشته‌های شاهنشاهان هخامنشی می‌باشد. و متن ترجمه شده آن چنین است:
خدای بزرگی است اهورامزدا که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را خلق فرمود که به مردم شادی داد که داریوش را شاه نمود. یگانه شاه از میان شاهان بسیار و یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بسیار. من (هستم) داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه کشورهایی که ملت های بسیار دارد، شاه این سرزمین بزرگ دور دست پهناور، پسر اردشیر شاه پسر خشایارشا، پسر داریوش شاه هخامنشی. داریوش شاه می‌گوید اهورامزدا این کشور را به من عطا فرمود، از مرحمت اهورامزدا من شاه این سرزمین هستم، اهورامزدا مرا و خانه مرا و سلطنتی را که به من عطا فرمود حفظ کند.
البته لازم به توضیح است که خط پارسی باستان شامل 36 حرف و هر حرف نشانه‌ی یک مصوت، با یک صامت به علاوه یک مصوت است و پنج علامت دیگر وجود دارد که برای یک کلمه مستقل بکار می‌رود و نشانه های خاصی برای اعداد نیز وجود دارد.
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : شنبه 22 بهمن 1390 | نظرات ()بازدید : 334

بسم الله تاریخ : چهارشنبه 19 بهمن 1390
قلعه بمپور تاریخ : جمعه 10 مهر 1394
کهندژ بلوچستان تاریخ : جمعه 10 مهر 1394
فرهنگ سامره تاریخ : یکشنبه 22 اردیبهشت 1392
فرهنگ حسونا تاریخ : جمعه 20 اردیبهشت 1392
جغرافیای تاریخی مازندران.شهرفریم تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392
ژان دیولافوا تاریخ : پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392
تندیسک های ونوس در پیش ازتاریخ تاریخ : یکشنبه 08 اردیبهشت 1392
نوروزایران باستان تاریخ : سه شنبه 29 اسفند 1391
شهرستان چابهار تاریخ : شنبه 12 اسفند 1391
منابع آزمون کارشناسی ارشدباستان شناسی تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1391
تاثیرهنرچین برهنرایران.... تاریخ : پنجشنبه 15 تیر 1391
کلیله ودمنه تاریخ : سه شنبه 13 تیر 1391
باستان شناسی درافغانستان تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1391
تیسفون... تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1391
طاق کسری(ایوان مداین)... تاریخ : جمعه 09 تیر 1391
نقش سپاه سربازان جاویدان درتخت جمشید... تاریخ : پنجشنبه 08 تیر 1391
قلعه فلکالافلاک لرستان... تاریخ : سه شنبه 06 تیر 1391
غاردوشه لرستان... تاریخ : دوشنبه 05 تیر 1391
غارمیرملاس واقع درکوهدشت لرستان... تاریخ : شنبه 03 تیر 1391
سلجوقیان... تاریخ : جمعه 02 تیر 1391
ایلخانان(مغول)... تاریخ : پنجشنبه 01 تیر 1391
تپه زیویه... تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391
مکتب هرات... تاریخ : جمعه 05 خرداد 1391
مکتب تبریز(2)... تاریخ : پنجشنبه 04 خرداد 1391
مکتب تبریز(1)... تاریخ : سه شنبه 02 خرداد 1391
کماالدین بهزاد... تاریخ : دوشنبه 01 خرداد 1391
آرامگاه شاهان هخامنشی درخطر... تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391
سکه های ساسانی درداراب تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391
کشف ابزارجراحی مغز5هزارساله درهرمزگان... تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391
دکترنگهبان پدرعلم باستان شناسی در ایران... تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
150محوطه باستانی درقشم... تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
64قطعه آجرمنقوش دوره مادها درقم کشف شد... تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1391
کشف ساختارهای شطرنجی درمعماری یک شهرساسانی(استخر) تاریخ : جمعه 22 اردیبهشت 1391
ارنست هرتسفلدازکوه خواجه میگوید... تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
دیواربزرگ گرگان تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
برجسته ترین باستان شناسان تاریخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391
سوزندوزی بلوچستان تاریخ : سه شنبه 19 اردیبهشت 1391
گاندو(تمساح پوزه کوتاه) تاریخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1391
برگذاری چهارمین همایش باستان شناسی جنوب آسیادرزاهدان تاریخ : شنبه 02 اردیبهشت 1391
نقاشی دیواری تاریخ : پنجشنبه 11 اسفند 1390
هنرومعماری اسلامی تاریخ : چهارشنبه 10 اسفند 1390
اولین وتنهاجام انیمیشن جهان درشهرسوخته... تاریخ : سه شنبه 09 اسفند 1390
هنراسلامی دراسپانیا(اندلس) تاریخ : سه شنبه 09 اسفند 1390
شعری دروصف کوروش کبیر تاریخ : دوشنبه 08 اسفند 1390
هنرنقاشی... تاریخ : دوشنبه 08 اسفند 1390
غارهای لرستان تاریخ : یکشنبه 07 اسفند 1390
چغازنبیل(زیگورات) تاریخ : شنبه 06 اسفند 1390
چغامیش(جنوب شرقی دزفول) تاریخ : جمعه 05 اسفند 1390
مهراستوانه ای کوروش کبیر تاریخ : پنجشنبه 04 اسفند 1390


وبسایت رسمی باستان شناسی ××××××× گرگهاخوب بدانندکه دراین ایل غریب گرپدرمردتفنگ پدری هست هنوز× گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره پسری هست هنوز× آب اگرنیست نترسید که درقافله مان دل دریایی وچشمان تری هست هنوز
بالای صفحه
وبسایت رسمی باستان شناسی
firefox
opera
google chrome
safari