close
بلیط هواپیما
در هیاهوی زندگی در یافتم::چه دویدنهایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالیکه گویی ایستاده بودم!!!چه غصه هایی که فقط سپیدی مویم را حاصل شد در حالیکه قصه ای کودکانه بیش نبود...دریافتم:: کسی هست که اگر بخواهد میشودواگرنخواهد نمیشود به همین سادگی!!!کاش نه میدویدم نه غصه میخوردم فقط اورا نگه میداشتم او خودش بجایم میدویدوغصه میخورد.....از انسانها غمی به دل نگیر؛زیراخودنیزغمگینند؛باآنکه تنهایندولی ازخودمیگریزند،زیرابه خودوعشق خودشک دارند.پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند.......

باستان شناسی

یکشنبه 14 آذر 1395
توضيحات بنر تبليغاتي



نویسنده : سمیه درک زاده |

در طول قرن‌ها، قشرهای پیاپی از هویت‌ها، فرهنگ‌ها و باورها سرزمینی را که امروزه افغانستان نامیده می‌شود بازشناسانده‌اند. این تداوم روند تاریخی، تنوعی پرباری را بوجود آورده که میراث فرهنگی باستانی این کشور را ترسیم می‌کند: از پیکره‌های یونانی-بودایی گندهارا گرفته تا نگاره‌هایِ دیواریِ مغاره‌های بامیان و تا نقوش تذهیب و خوشنویسی که زینت‌بخش بناهای دوران نخستین اسلامی هستند.

همانطور که از میان‌رودان (بین‌النهرین؛ عراق امروزی) به‌سبب تمدن‌های کهن و باستانی‌اش به‌عنوان "گهوارهٔ تمدن"، و از مصر باستان به‌سبب اهرام باستانی‌اش به‌عنوان "عجایب دنیای باستان" خوانده می‌شود، از افغانستان نیز به‌سبب موقعیت مهم و حساس ژئواستراتژیکی و ژئوپولیتیکی‌اش و حضور موزائیکی غنی از فرهنگ‌ها و تمدن‌های بزرگ در تاریخ هزاران سالۀ این سرزمین به‌عنوان "چهارراهِ فرهنگ‌های باستان" یاد می‌شود.

افغانستان، امروزه با داشتن بیش از ده هزار پایگاه باستان‌شناسی مهم، بعد از مصر دومین غنی‌ترین و ارزشمندترین گنجینه‌های باستان‌شناسی دنیا را در خود جای داده‌است.افغانستان یکی از معدود کشورهای منطقه است که فهرست پایگاه‌های باستان‌شناسیِ آن در کتابی دو جلدی زیر عنوانِ فهرست پایگاه‌های باستان‌شناسیِ افغانستان (عنوان فرانسوی: Catalogue des sites archeologiques d'Afghanistan/عنوان انگلیسی: Archaeological gazetteer of Afghanistan)، نوشته وارویک بال در سال ۱۹۸۲ میلادی در پاریس به چاپ رسید. در این مجموعه دو جلدی جزئیات ۱۲۷۱ پایگاه عمده باستان‌شناسی افغانستان آمده، که این رقم تنها %۱۰ از کُل مجموعه پایگاه‌های باستان‌شناسی در افغانستان را در بر می‌گیرد.

براساس آثار بدست‌آمده از این پایگاه‌ها، بروشنی دیده می‌شود که افغانستان پیوندگاه فرهنگ‌های مهم خاورمیانه، آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و یونان باستان بوده و اقوام مختلف از عصر پارینه‌سنگی، طی دوره‌های مختلف تاریخی در این سرزمین زندگی کرده‌اند

امتیاز : نتیجه : 4 امتیاز توسط 4 نفر مجموع امتیاز : 9

تاریخ : دوشنبه 12 تير 1391 | نظرات ()بازدید : 153
نویسنده : سمیه درک زاده |

درباره عزت الله نگهبان
پاسدار ميراث ايران
 
دكتر عزت الله نگهبان - باستان شناس متولد ۱۳۰۰ - اهواز
۱۳۲۸-  فارغ التحصيل رشته باستان شناسى از دانشگاه تهران
۱۳۲۹-  ورود به مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو
۱۳۳۳-  اخذ درجه فوق ليسانس
۱۳۴۵-  اخذ دكتراى افتخارى از دانشگاه تهران
۵۶-۱۳۴۶-  مديريت گروه باستان شناسى دانشگاه تهران
۱۳۳۶-  بنيان گذارى مؤسسه باستان شناسى دانشگاه تهران
-  ايجاد كارگاه دائمى دشت قزوين براى فعاليتهاى دانشجويان
- از دكتر نگهبان چندين كتاب و بيش از ۷۰ مقاله مهم علمى در زمينه باستان شناسى به چاپ رسيده است.
«باستان شناسى، دانش بررسى فرهنگ هاى انسانى از راه بازيابى، مستندسازى، و تحليل بازمانده هاى مادى بشر، همچون معمارى، دست ساخته ها، بازمانده هاى انسانى و يا پهنه زمين است. هدف نهايى باستان شناسى، روشنگرى درباره تاريخ بشر و فراز و فرود شكل گيرى تمدن است. از اين رو بسيارى از رشته هاى ديگر علوم انسانى نظير تاريخ، گيتا شناسى، زمين شناسى و مردم شناسى در پيوند با اين دانش بشرى بوده اند. با اين حال علم باستان شناسى از چندين دهه قبل نه تنها در اصول و روش تحقيق، بلكه در اهداف نيز به سرعت دستخوش تحولات بنيادى شده است. باستان شناسى با درك مفاهيم ميراث گذشتگان بر مبناى آثار باقى مانده در درون و برون خاك به اين اسناد و ميراث گذشته معناى فرهنگى ويژه مى دهد.»
در ايران همپاى كاوش هاى فرنگيان، دانش باستان شناسى نزد معدود دانش آموختگان و فرهيختگان اين رشته، بسط و گسترش يافت.
در اين ميان بودند بزرگانى كه در تثبيت و ساماندهى مبانى باستان شناسى از يك سو و پژوهش هاى فراگير عملى اين رشته در ايران سهم بسزايى داشتند.
دكتر عزت الله نگهبان از جمله اين بزرگان و از مهمترين آنهاست.
مهرگان امروز به اين چهره مهم علمى اختصاص يافته است:
زهرا نعيمى: عزت الله نگهبان را جملگى پدر باستان شناسى نو در ايران مى دانند و جملگى از خدمات ارزنده اش ياد مى كنند. خدمات او آنچنان است كه ضمن اهميت هر كدام از عناوين آن، مجموع به هم پيوسته اى است كه به ارتقاى سطح دانش باستان شناسى به طور عام و گسترش كاوش هاى عملى به طور خاص منجر شده است. و نيز مى توان گفت بنياد و اساس تحصيلات آكادميك نو در رشته باستان شناسى و كمك به وضع قوانينى كه همچنان پا بر جا و راهگشاى بسيارى مسائل موجود در اين زمينه است، مرهون تلاش و فعاليتهاى اين پژوهشگر و معلم باستان شناس ايران است.
ديد باز و دور انديش نگهبان، تجارب بسيار او و آشنايى با وضعيت آموزش اين رشته در دانشگاهها و اطلاع از جايگاه چنين مقوله اى در جوامع گوناگون و البته عشق به پايدارى ميراث گذشتگان او را بر آن داشت كه تمام نيروى خود را به كارگيرد تا بتواند در جهت آشنايى هرچه بيشتر مردم و مسؤولان با فرهنگ، هنر و هويت پيشينيان خود و ايجاد نگرش نو به اين موضوع كه تا آن زمان ميراث فرهنگى را چيزى جز گنج تلقى نمى كردند، گامى مؤثر بردارد. نگهبان در ۱۳۰۰ شمسى در اهواز به دنيا آمد. تحصيلات خود را در دبستان جمشيد جم و دبيرستان فيروز بهرام و مدرسه فنى آلمانى در تهران به پايان برد. او در سال ۱۳۲۸ فارغ التحصيل رشته باستان شناسى از دانشگاه تهران شد. در ۱۳۲۹ وارد مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شيكاگو شد و در مدت چهارسال مدرك فوق ليسانس اين دانشكده را از آن خود كرد.
طى اين سالها با راهنمايى رونالدمك كان به بررسى سير سفال نخودى رنگ در منطقه خوزستان پرداخت و اطلاعات بسيارى در اين زمينه جمع آورى كرد كه حاصل آن را در نهايت در رساله خود تدوين كرد. همزمان با تحصيلات او در شيكاگو، اوضاع سياسى ايران در نهايت پرتلاطم بود و نهضت ملى شدن صنعت نفت به پرتگاه كودتا نزديك مى شد . با جريانات منتج به كودتا عليه دكتر مصدق و قيام ملى در سال ۳۲ اوضاع سياسى و اجتماعى ايران آشفته شد و به همين دليل كمكهاى مالى دولت ايران هم به دانشجويان ايران در خارج قطع شد و در اين زمان بود كه او مخارج تحصيل و زندگى خواهرش را نيز كه به تحصيل در آلمان مشغول بود ، تأمين مى كرد و اينگونه بود كه نگهبان جوان با قطع كمكهاى مالى مجبور شد بخش اعظم وقت خود را صرف كسب درآمد كند. يكى از جالبترين مشاغل گوناگونى كه طى اين مدت تجربه كرد، عكاسى خانه به خانه از كودكان بود. شغلى كه لازمه آن چهره اى خندان و طبعى شوخ است و اين بيانگر جنبه اى از شخصيت نگهبان بود كه او در پنهان كردن آن كم و بيش موفق بوده است.
او طى اقامتش در شيكاگو در اينترنشنال هاوس در نزديكى دانشگاه زندگى مى كرد و در همين مكان بود كه با همسرش مير يام لويس مير دانشجوى رشته كتابدارى آشنا شد و با او ازدواج كرد.
نسل نگهبان، نسل دلسوختگان فرهنگ ايرانى است و هويت ملى بيش از هر هويت ديگرى، بينش و نظرگاه اين نسل را آراسته است.
نگهبان نيز يكى از سرسخت ترين مدافعان منظم كردن فعاليتهاى مربوط به باستان شناسى بود بسيارى او را دشمن بزرگ قاچاقچيان و دلالان عتيقه در ايران مى دانند. و به راستى كه نام او با مشى و منش پاسدارى از ميراث فرهنگ ايران قرين و عجين است و با همين مشى بود كه در پنجمين كنگره بين المللى باستان شناسى و هنر ايران در سال ۴۷ مقاله اى ارائه داد و در آن ماده اى پيشنهاد كرد كه براساس آن خريد و فروش اشياى باستانى به صورت غير مجاز واز طريق قاچاق ممنوع اعلام شود. و كنگره را ملزم به صدور قانونى در اين زمينه كرد و بدين ترتيب نقش اساسى در تصويب قطعنامه اى در محكوم كردن قاچاق و فروش اشياى عتيقه داشت. او بهتر از هر كس ديگر مى دانست كه ميراث فرهنگى ايران گنجينه اى است كه هويت فرهنگى ما را رقم زده است و حراست از آن را وظيفه خود مى دانست.
نگهبان پيگيرى صدور قطعنامه منع فروش اشياى عتيقه را در سمت مشاورت اداره باستان شناسى وقت ادامه داد و سهم عمده اى را در جلوگيرى از فعاليتهاى غير قانونى در زمينه خريد و فروش وقاچاق اشياى باستانى به خود اختصاص داد. او حتى درمخالفت با شهرام، پسر اشرف پهلوى كه يكى از عاملان خريد وفروش عتيقه درسالهاى پيش ازانقلاب بود، نامه اى به شاه نوشت وازبين رفتن آثار فرهنگى را متذكر شد واينك تمام هم و غمش دراعتلاى مملكت خواهد بود... دركنار اين نگاه سرسختانه براى حفظ ميراث فرهنگى ايران ، او شرايط كاوش و پژوهش هاى علمى ونظرى درباره اين ميراث غنى را براى همه پژوهندگان فراهم مى كرد.
 
نگهبان به طور تصادفى با دعوت رابرت بردوود از باستان شناسان مهم آن دوران وهمكارانش به ايران فصل جديد علمى درباستان شناسى پيش ازتاريخ ايران ايفا كرد. تا پيش از ۱۹۶۰ اطلاعات ما درمورد آغاز دوران روستانشينى وتوسعه اقتصاد معيشتى برپايه كشاورزى درايران، بسيار اندك بود . درسالهاى ۱۹۵۰ دكتر« بردوود» براى پژوهشهاى علمى درباره دوران پلايستوسين مؤخر و هولوسين قديم (۱۲۰۰۰ تا ۸۰۰۰ سال قبل از ميلاد) سرگرم فعاليتهاى باستان شناختى دركردستان عراق بود.
با سقوط رژيم پادشاهى درعراق دراواخر سالهاى ۱۹۵۰ ادامه كار پژوهشى غيرممكن شد ودرخواست او براى پژوهش درتركيه به جايى نرسيد.
در۱۹۵۸ دركنگره بين المللى باستان شناسى پيش از تاريخ درهامبورگ دكتر نگهبان و بردوود يكديگر را ملاقات كردند، نگهبان از مشكل بردوود مطلع شد و پيشنهاد كرد كه او كار خود را دركوهپايه هاى زاگرس درايران ادامه دهد.
اين ملاقات اتفاقى و استقبال بردوود از اين پيشنهاد سرآغاز فصلى جديد درباستان شناسى ايران بود ودرنتيجه آن گروهى ازبهترين باستان شناسان بين المللى مانند سانگهول، كنت فلانرى، پتى جوواتسون و بروفس ها و ... فعاليتهاى علمى خود را درايران متمركز كردند.
عزت الله نگهبان تا سال ۱۳۳۵ شمسى در آمريكا بود اما با شنيدن گزارشهايى مبنى بر غارت تپه باستانى مارليك و پاسدارى ازميراث فرهنگى كه دروجود او همواره زبانه مى كشيد باعث شد تا باز گردد وبه كاوش دراين منطقه بپردازد. بالاخره محوطه باستانى مارليك ازقديمى ترين وغنى ترين محوطه هاى باستانى كشور درسال ۱۳۴۰ توسط هيأت ايرانى به سرپرستى دكتر نگهبان وتلاش دكتر محسن مقدم مأمور تشكيل هيأت ، مورد كاوش قرارگرفت.
اشياى به دست آمده ازمارليك ، مهرها وتدفين هاى نادرش گنجينه اى را فراهم كرد كه درنهايت با راه يابى به موزه، برگ ديگرى از اسناد تاريخ تمدن درسرزمين ايران آشكار شد.
نگهبان همچنين با كاربر روى منطقه باستانى هفت تپه باعث نجات اين آثار از تخريب وغارت شد. طرح كشت نيشكر مى رفت كه آثار موجود دراين منطقه را براى هميشه ازبين ببرد. حضور نگهبان مانع از اين فاجعه فرهنگى شد.
او دركنار كار دانشگاه وگروه باستان شناسى كارهاى پژوهشى وتحقيقاتى خود را انجام مى داد.
پس از بازگشت به تهران با درجه دانشيارى به استخدام دانشگاه تهران درآمد وبا اخذ دكتراى افتخارى ازدانشگاه تهران درسال ۱۳۴۵ به درجه استادى ارتقا يافت.
او درسال ۱۳۳۶ مؤسسه باستان شناسى دانشگاه تهران را بنياد نهاد وبه مدت ۱۰ سال عهده دار رياست آن بود.
ازجمله كارهاى ماندگار نگهبان دردانشگاه تهران كه گروه باستان شناسى اش پويايى و پرورش نخبه هاى امروز اين رشته را مديون اوست، قراردادن واحدهاى عملى براى دانشجويان اين رشته حين ۴ سال تحصيل بود.
او با متمركز كردن فعاليتهاى علمى خود درايران اقدام به ايجاد كارگاهى دائمى دردشت سگز آباد قزوين كرد.
براى اين كار پس از كوششهاى فراوان موفق به كسب مجوز وبودجه لازم براى تعمير كاروانسراى محمود محمد آباد خره شد.
با مرمت اين كاروانسرا كه تنها مخروبه اى از آن باقى مانده بود، محلى جهت پژوهشهاى مستمر دانشگاه تهران به وجود آمد كه دانشجويان در فعاليتهاى ميدانى براى پيشبرد اهداف باستان شناسى تربيت مى شدند.
ويلاى شخصى دكتر نگهبان دركلاردشت نيز پايگاه بررسيهاى پژوهشى وباستان شناسى دانشجويان بود كه با رفتن نگهبان به فيلادلفيا اين محل خالى شد.
فارغ از برنامه تدريس وامور ادارى دكتر نگهبان اوقات فراغت خود را به مطالعه برروى فعاليتهاى خود اختصاص داده وهمچنان دراين راه خستگى ناپذير است. پس ازانقلاب نگهبان از ايران رفت .
سالها از وطن خويش وجايى كه يك عمر زندگى اش را صرف آن كرده بود، دور بود تا اينكه پس از تشكيل سازمان ميراث فرهنگى ، دكتر مهدى حجت اولين رئيس اين سازمان، ازاو دعوت كرد تا به ايران بيايد ودرسمت مشاور و راهنماى پروژه هاى باستان شناسى، با اين سازمان همكارى كند. نگهبان به ايران بازگشت، طى مراسمى ازاو قدردانى شد واز آن پس به عنوان مشاوره و راهنما درپروژه ها دائماً دررفت و آمد به ايران بود. اما هم اكنون چهار سالى هست كه كهولت سن به او اجازه چنين سفرهايى نمى دهد . نگهبان را دركنارمان نمى بينيم اما نام او و تلاشهايش ، همواره با ما و تمامى فعالان عرصه باستان شناسى وبه خصوص دانشگاه تهران خواهد بود. كتابهاى فلزات مارليك ، گزارش كامل خويات مارليك، وگزارش كاوشهاى هفت تپه وتعداد بيش از ۷۰ مقاله علمى درزمينه هاى مختلف تاريخ وهنر به خصوص عيلامى ، مكتوباتى است كه از او به يادگار مانده ومنبع همه دانشجويان ودانش آموختگان باستان شناسى درايران بوده ، هست وخواهد بود.
پى نوشت
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : یکشنبه 24 ارديبهشت 1391 | نظرات ()بازدید : 195
نویسنده : سمیه درک زاده |

۶۴قطعه آجر منقوش دوره مادها در قم کشف شد
بررسی های میدانی باستان شناسی در محوطه تاریخی قلی درویش و شمشیرگاه استان قم به کشف ۶۴ قطعه آجر منقوش، احتمالاً مربوط به بناهای یادمانی سیاسی از دوره مادها منجر شد.

بررسی های میدانی باستان شناسی در محوطه تاریخی قلی درویش و شمشیرگاه استان قم به کشف ۶۴ قطعه آجر منقوش، احتمالاً مربوط به بناهای یادمانی سیاسی از دوره مادها منجر شد.مهرداد ملک زاده یکی از سرپرستان هیأت کاوش های میدانی باستان شناسی در استان قم، درباره کشف نخستین نمونه آجر های منقوش در قلی درویش گفت : بررسی های باستان شناسان در سیلک کاشان در اوایل دهه ۱۹۳۰ به کشف نمونه های مشابهی از آجرهای منقوش قلی درویش و شمشیرگاه قم منجر شده بود. وی افزود : سال گذشته نیز در جریان حفاری های باستان شناسی که به سرپرستی سیامک سرلک صورت گرفت یک نمونه دیگر از این آجرهای منقوش در کنار سکوی خشتی قلی درویش کشف شد و آخرین بررسی های سطحی در قلی درویش هم که مربوط به بررسی های میدانی باستان شناسی در استان قم می شود، منجر به کشف ۳ آجر منقوش دیگر از سازه خشتی قلی درویش شد. به گفتة ملک زاده، کشف این ۳ آجر منقوش نشان می دهد که سکوی خشتی قلی درویش با مقدار زیادی از این آجرهای منقوش تزیین شده بود و برای نقش های موجود روی آجرها می توان احتمال داد که سکوی خشتی قلی درویش بنای یادمان سیاسی بوده است. به اعتقاد این باستان شناسی، سکوی خشتی قلی درویش با سازه بزرگ سیلک قابل مقایسه است و نمونه قمی از نظر زمان، اندکی مقدم تر از نمونه کاشانی به نظر می رسد. ملک زاده می افزاید : آجرهای منقوش کشف شده در قلی درویش، بی شباهت به آجرهای منقوش سازه بزرگ خشتی سیلک نیست و این موضوع نشان می دهد که این دو سازه معرف یک فرهنگ و مربوط به اواخر عصر آهن ۲ و اوایل عصر آهن ۳ و حکومت مادها می شود، این در حالی است که پیش از دکتر صادق ملک زاده ، شهمیرزاده در بازخوانی تپه باستانی سیلک، سازه خشتی بزرگ را زیگوراتی مربوط به پیش از عصر آهن و حدود ۴ هزار سال پیش دانسته بود. ملک زاده در خصوص دیگر یافته های باستان شناسی در بررسی میدانی استان قم گفت : « بررسی های سطحی میدانی در محوطه باستانی شمشیرگاه قم منجر به کشف ۶۱ آجر منقوش خشتی شد که بی شباهت به آجرهای منقوش کشف شده در قلی درویش و سیلک کاشان نیست. از این ۶۱ قطعه آجر منقوش، ۱۴ قطعه نقش جانوری دارند و باقی آن ها نمادهایی از قدرت را نشان می دهد». وی در ادامه گفت : « در گذشته برای دو نوع بنای یادمانی چنین تزییناتی انجام می گرفته و تا این حد انرژی مصرف می شده است، این بناها به دو دسته سیاسی و مذهبی تقسیم می شود. بناهای مذهبی غالباً آتشکده هایی بودند که نمونه های اندکی از آن ها کشف شده است؛ اما آرایه های تزیینی روی این آثار چه در سیلک یا در قلی درویش و شمشیرگاه نمادهایی از قدرت را نشان می دهد و به همین دلیل احتمال می رود که آجرهای منقوش کشف شده در شمشیرگاه و قلی درویش مربوط به بناهای یادمانی سیاسی از دوره ماد باشد. به گفتة ملک زاده کشف ۶۱ آجر منقوش شمشیرگاه قم و ۳ آجر منقوش قلی درویش بر اساس بررسی های سطحی بوده است و احتمالاً بر اساس حفاری های باستان شناسی، مقدار بیشتری از این آجرها کشف خواهد شد که در آن صورت احتمال وجود بنای یادمانی سیاسی در این محوطه ها قوت بیشتری می گیرد. به گفتة باستان شناسان، استان قم یکی از مهم ترین محوطه های تاریخی استقرار اقوام عصر آهن را در خود دارد. بررسی های باستان شناسی در این استان نشان می دهد که اقوامی از حدود ۸ هزار سال پیش استقرار را در این منطقه از کشور آغاز کرده اند که در دوره عصرآهن به شکوفایی قابل توجهی در این خصوص رسیده بودند.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : شنبه 23 ارديبهشت 1391 | نظرات ()بازدید : 199
نویسنده : سمیه درک زاده |

پژوهش‌هاي ژئوفيزيک توسط تيم ايراني در شهر ساساني استخر، منجر به شناسايي و کشف ساختارهاي "هيپوداموسي" يا "شطرنجي" در بخش غربي اين شهر باستاني شد. تا کنون پژوهشگران موفق به بررسي ژئوفيزيک 8 هکتار از محوطه باستاني شهر استخر شده‌اند و قرار است اين پژوهش‌ها تا محدوده‌اي بالغ بر 12 هکتار نيز ادامه داشته باشد.
 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خبرگزاري ميراث فرهنگي - بررسي‌هاي ژئوفيزيک در شهر باستاني استخر تا کنون منجر به شناسايي ساختار هاي منظم معماري و هيپوداموسي (شطرنجي) از دوره ساساني شده است.

اين کشف نشانگر آن است که شهر سازي دوره ساساني در شهر استخر نيز بر اساس نقشه از پيش تعيين شده شکل گرفته است.

"علي اسدي"، باستان شناس و مسئول مطالعات باستان شناسي شهر استخر با بيان اين خبر به CHN افزود: «در ادامه برنامه پژوهش‌هاي باستان شناسي "بنياد پژوهشي پارسه و پاسارگاد"، 12 هکتار از شهر باستاني استخر با تکيه بر پيش‌فرض‌هاي مطرح شده در خصوص چگونگي ساختارهاي شهري دوره ساساني و اسلامي در حال مطالعات ژئوفيزيک است.»

اين مطالعات توسط "بابک امين پور"، يکي از متخصصان بررسي هاي ژئوفيزيک در زمينه باستان شناسي کشور انجام مي شود.

اسدي به ميراث خبر گفت: «نتايج نخستين فاز عمليات ژئوفيزيک در شهر استخر که محدوده‌اي قريب به 8 هکتار را در بر مي‌گيرد، شناسايي ساختارهاي منظمي در بخش غربي شهر است که به صورت "هيپو داموسي" يا "شطرنجي" قابل بررسي و تشخيص هستند.»

به گفته مسئول مطالعات باستان شناسي شهر استخر اين ساختارهاي منظم به احتمال خيلي زياد به شهرسازي دوره ساساني مربوط است كه ادامه بررسي‌ها موضوع را بيشتر آشکار مي‌كند.

در حال حاضر مطالعه 4 هکتار باقي‌مانده آغاز شده و به زودي با پايان يافتن بررسي‌هاي ژئوفيزيک 12 هکتار تعيين شده، يک هشتم محوطه ساساني و اسلامي استخر مورد بررسي هاي دقيق ژئوفيزيک قرار مي گيرد.

بخشي از مطالعات انجام گرفته در شهر استخر معطوف به بخش شرقي و احتمالا اسلامي شهر مي شود که در حال انجام است.

اسدي به CHN گفت: «شهر استخر در دوره ساسانيان خاستگاه دودمان ساساني بوده و حتي اين شهر محل تاج‌گذاري برخي شاهان اين دوره مهم از تاريخ سياسي و اجتماعي کشور بوده است. به همين علت شناخت چگونگي ساختار اين شهر و همچنين شناخت عناصر مختلف معماري آن به خصوص در دوره ساساني بسيار اهميت دارد.»

پيش از اين و طي کاوش‌هاي باستان شناسي "اشميت"، بخشي از غرب محوطه استخر مورد کاوش قرار گرفت که در حين اين کاوش‌ها ساختارهاي منظمي بدست آمد که اشميت آن ها را به دوره ساساني نسبت داده بود.

عمليات ژئوفيزيک در بخش غربي محوطه تاييدي بر نظريه "اشميت" و "ويت کمپ" در مورد وجود ساختارهاي منظمي معماري در بخش غربي استخر و احتمالا نقشه معماري از دوره ساساني است.

باستان شناس و مسئول مطالعات باستان شناسي شهر استخر افزود:« در دوره ساسانيان شهرها عموما با نقشه شطرنجي و منظم ساخته مي‌شدند که قسمتي از آن تاثير گرفته از جنگ هاي اردشير و شاپور با روميان و فعاليت اسيران رومي در شهر سازي ساساني است که منجر به نفوذ شهرسازي رومي و برخي عناصر معماري آن ها در معماري ساساني شده است.»

به گفته اسدي آنچه در نقشه هاي ژئوفيزيک ديده مي شود، حاکي ساختارهاي شطرنجي است، به اين معنا که گذرها متقاطع و موازي هم شکل گرفته اند.

شهر استخر يکي از محوطه‌هاي مهم باستاني کشور است که در پشت تخت جمشيد و آن سوي کوه رحمت واقع شده است.


اين شهر بزرگ در دوره ساساني و اسلامي از اهميت زيادي برخوردار است و هم اکنون نيز قديمي‌ترين مسجد کشور به صورت ويرانه اي در محدوده باستاني اين شهر واقع شده است
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : جمعه 22 ارديبهشت 1391 | نظرات ()بازدید : 167
نویسنده : سمیه درک زاده |

سخن ارنست هرتسفلد در مورد کوه خواجه


ارنست هرتسفلد(1879-1948.م)
چكادي يكتا از سنگ سياه است كه از ميان در ياچه هامون سيستان سربرافراشته است.اين همان ناحيه اي است كه امروز در انجا ايران وافغانستان با يكديگر تلاقي مي كنند.ويكي از مكانهاي مقدس است.اين كوه با ابهت وحيرت انگيز تنها ارتفاع چشمگير در ان دشت پهناور است.معناي اسم اين كوه به فارسي امروزي كوه خدا بوده ودر سنت محل به سراي ابراهيم مشهور است. در اوستا ازاين كوه به اوشيدا ياد مي شود.زردشت در اينجا به شاه ويشتاسب (گشتاسپ) پدر داريوش پناه برده بود.هنوز در دوهفته اول سال زردشتي سيل زوار به سوي اين كوه روانه مي شود.ساختمان واقع در كوه خواجه توسط سكاه هايي بنا شده است كه در 110 ق.م به ايران مهاجرت كرده اند. به هنگام بناي اين كاخ در ان ديار گندافره پادشاهي ميكرده وچون بنيانگذار وصاحب اين قصر بوده حق اين است كه كاخ مزبور را كاخ رستم؛ كاخ گندافره يا حتي كاخ سه مغ بخوانيم . ويرانه هاي واقع در شيب جنوبي كوه خواجه بنايي است كه مي توان آن را كاخي دژ مانند و يا شهري دانست .

كاخ اصلي در ناحيه ي مرتفع تر و در اطراف حياطي وسيع بنا شده است . وروديه جنوبي دهليزي با طاق ضربي است .
درسمت غرب وشدق نيز ايوان هاي بزرگي كه سقف هاي ضربس دارند روبه حياط باز مي شوند درپشت اين ايوان ها اتاق هايي است كه سقف آنها نيز ضربي است درگوشه وكنار ويرانه ها آثاري وجود دارد همه دال بر اينكه اين مجتمع دوبار بنا شده است .
بعد معلوم شد كه نخستين دوره بنا به دوره پيش از ساساني يعني سده اول ميلادي مربوط مي شود و مرحله دوم آن به اوايل دوره ساساني يعني سده سوم ميلادي مربوط است .
در نواحي شرق ايران اسم صحيح براي اين دوره ي قديمي تر را دوره سكايي مي دانند كه معادل مشود با دوره اشكاني در نواحي غرب ايران .
بسياري از ايوان هاي اتاق هاي كوه خواجه مخصوصا ديوار سرسرا درآغاز نقاشي بوده است . در سرسرا ( گالري ) نه تنها چهارديوار بلكه طاق گهوارهي نيز منقوش و تمام نقاشي ها در مرحله نخست انجام گرفته است . و روي تمام آنها را در دوره ي دوم پوشانده بودند .
درنواحي مجاور تصاوير مشابهي از ايزد عشق بدست آمده كه اغلب روي نقره كنده اند و به سده اول ميلادي تعلق دارد .
نقوش ديگر از كساني كه نشسته اند يا آلات موسيقي مي نوازند ويا مي رقصند در يك جا بندبازي روي سرش ايستاده است . از اين نقوش فقط يك بخش آن كه دقيقا وسط نيست قابل تشخيص است . دراين نقش شاهي و شهبانويي زير سايبان سلطنتي ايستاده اند بر روي ديوار پنجره سرسرا ايزدان را تصوير كرده اند آن هم ايستاده و بي حركت .
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391 | نظرات ()بازدید : 141
نویسنده : سمیه درک زاده |

دیوار بزرگ گرگان

 
 

مختصات: شرقی‌″۳۶ ′۰۴ °۵۴ شمالی‌″۱۳ ′۰۴ °۳۷ / ۵۴٫۰۷۶۵۵۲شرق ۳۷٫۰۷۰۳۸۲شمالی / ۵۴٫۰۷۶۵۵۲;۳۷٫۰۷۰۳۸۲ (نقشه) دیوار بزرگ گرگان که دیوار سرخ نیز نامیده می‌شود دیواری تاریخی است که از کنار دریای خزر در ناحیه گمیشان آغاز شده و تا کوه‌های گلیداغ در شمال شرق کلاله ادامه می‌یافته‌است. هم‌اکنون تقریبا تمام این دیوار از میان رفته‌است و تنها بخش‌های کوچکی از آن که در زیر خاک مدفون مانده، باقی است. دیوار تاریخی گرگان پس از دیوار چین(به طول شش هزار کیلومتر)، بزرگترین دیوار دفاعی جهان است.


نام

از آنجا که این دیوار در جنوب دهستان (در ترکمنستان کنونی) و شمال گمیشان آغاز می‌شده و از نزدیکی گرگان و رود گرگان نیز می‌گذشته به این اسامی نیز نامبردار گشته‌است. همچنین محمد بن نجیب بکران در جهان نامه نام این دیوار را تجنبار نوشته و آرنه باستان‌شناس سوئدی نیز در تپه‌های باستانی دشت گرگان به این نام اشاره دارد.

احداث

بیشتر تاریخ‌نگاران براین باورند انوشیروان ساسانی این دیوار را بنا نهاده، اما گردیزی در زین الخبار آغاز بنای آن را به یزدگرد اول و اتمام آن را به انوشیروان نسبت می‌دهد. مارکوارت نیز در شهرستان‌های ایران به ساخت این دیوار توسط یزدگرد و بنای شهر دهستان توسط نرسی اشکانی و کمش تپه توسط آژی‌دهاک اشاره می‌کند. سعید نفیسی هم در تاریخ تمدن ایران ساسانی از تعمیر آن توسط مازیار فرمانروای طبرستان خبر می‌دهد.

بسیاری از کارشناسان براین باورند دیوار تاریخی گرگان همزمان با دیوار چین ساخته شده و هر دوی این بناها برای مقابله با گروهی از مهاجمان به نام هپتال‌ها که از شمال وارد می‌شده‌اند ساخته شده‌است.

ابن اسفندیار، پدر تاریخ مازندران و نویسنده کتاب تاریخ طبرستان، و رابینو، نویسنده فرنگی دوره قاجاریه، در کتاب‌های خود احداث این دیوار را به فرخان بزرگ که از سلسله دابویگان تبرستان بود نامبرده‌اند.

اتفاق نظر است که این دیوار برای جلوگیری از تاخت و تاز قبایل صحرانورد بنا شده بود، ابن خردادبه در مسالک و الممالک از تصرف این دیوار به‌دست صول (چول) پادشاه ترکان می‌نویسد و ثعالبی نیز در غرور ملوک فرس و سیرهم نام دیوار را دربند صول یا دروازه صول می‌نویسد.

مکان

دیوار بزرگ گرگان از ساحل کمش تپه در جنوب رود اترک و شمال بندر ترکمن آغاز می‌شود، اما انتهای آن به روشنی مشخص نیست. مصب رود گرگان، روستای خوجه لر، کوه‌های گلیداغ و یا قله کوه علی آباد.

در سال۱۳۱۶، اریک اشمیت خلبانی آمریکایی که با هواپیمای خود از نقاط باستانی ایران عکاسی می‌کرد، در منطقه گرگان متوجه وجود دیوار قرمز رنگی شد که از سمت دریا به طرف کوه‌های پیش کمر می‌رود. عکس برداری‌های او اسناد مهمی را برای باستان شناسان بعدی برجای گذاشت. در سال۱۳۵۰، محمد یوسف کیانی باستان شناس ایرانی با انجام مطالعاتی طول دیوار را در حدود ۱۷۵ کیلومتر برآورد کرد.

اندازه

ارقام گوناگونی در مورد طول این دیوار وجود دارد، از پنج تا صد و هشتاد فرسنگ، که ممکن است به دلیل نابودی بخش‌هایی از دیوار و همچنین بریده‌بریده بودنش باشد. در این مورد نجیب بکران به دیواری که از درگز تا سرخس ادامه می‌یابد اشاره کرده و می‌گوید «معلوم نیست تا هم خود از دیوار است یا آن خود دیواری دیگر است...»

در مورد جنس دیوار نیز گفتار گوناگونی وجود دارد؛ بلاذری آن را از سنگ و سرب، ابن فقیه از آجر و آهک، ابن خردادبه از آجر و گچ، فردوسی از سنگ و گچ، ثعالبی از سنگ مرمر (بخشی از آن) و نجیب بکران از خشت پخته می‌نویسند. بخشی از دیوار که در روستای گوگجه (شمال کلاله) از زیر خاک بیرون آمده، از آجرهای بزرگ ساخته شده‌است.


بررسی‌های گروه باستان شناسان ایرانی و باستان شناسان دانشگاه‌های ادینبورگ و دورهام، نشان می‌دهد در ساخت این دیوار عظیم ده‌ها میلیون قالب آجر به کار رفته‌است. آنان شواهدی از تعداد زیادی کوره و کارگاه ساخت آجر در طول دیوار و در فواصل نزدیک به آن یافته‌اند که نشان دهنده کارگاه صنعتی بسیار بزرگ برای احداث این دیوار است.

طبق برآوردها۳۰هزار سرباز می‌توانستند در طول دیوار مستقر شوند. باستان شناسان با نمونه برداری و آزمایش خاکسترها و زغال‌های بر جای مانده در کوره‌های آجرپزی، نشان دادند که قدمت دیوار به قرن‌های پنج و ششم میلادی می‌رسد

از دیوار بزرگ گرگان در تعداد زیادی از نوشته‌های تاریخی یاد شده‌است. از جمله آن‌ها؛

  • ۲۵۰ هجری: بلاذری در فتوح البلدان
  • ۲۹۰ هجری: ابن فقیه در البلدان
  • ۳۰۰ هجری: ابن خردادبه در مسالک و الممالک
  • ۳۷۲ هجری: حدود العالم من المشرق الی المغرب
  • قرن چهارم: فردوسی در شاهنامه
  • قرن پنجم: ثعالبی، غرور ملوک فرس و سیرهم
  • ۴۴۳ هجری: گردیزی، زین‌الاخبار
  • ۶۰۵ هجری: محمد نجیب بکران، جهان نامه

آثار معاصر

شماری از کتب تاریخدانان معاصر که در مورد دیوار بزرگ گرگان نوشته‌اند؛

  • مارکوارت در شهرستان‌های ایران
  • رابینو در سفرنامه طبرستان و استراباد
  • رومن گیرشمن در ایران از آغاز اسلام تا ساسانیان
  • سعید نفیسی در تاریخ تمدن ایران ساسانی
  • مسیح ذبیحی در استراباد نامه
  • اسدالله معینی در جغرافیای تاریخی گرگان و دشت
  • امین گلی در تاریخ سیاسی و اجتماعی ترکمن‌ها
  • لسترنج در سرزمین‌های خلافت شرقی

پیشینه

قدمت این دیوار که از آجرهای گلی سرخ رنگ ساخته شده به دوره ساسانی باز می‌گردد. یک تیم باستان‌شناسی مرکب از محققان ایرانی و بریتانیایی موفق شده‌اند تاریخ احداث آنرا سده ۵ و یا ۶ میلادی تعیین کنند. پادشاهان ساسانی که با امپراتوری روم شرقی جنگ‌های مداومی داشتند از سوی شمال نیز با تهدید قوم هون (Hun) و دیگر اقوام شمالی رو به رو بودند. بنابراین دیوار می‌توانست محل رخنه این اقوام را به داخل ایران در فواصل کوهستان‌های قفقاز و خط ساحلی دریای مازندران ببندد .

پیروز، پادشاه ساسانی در سال های۴۵۹ تا۴۸۴میلادی زمانی که با هون‌های سفید نبرد می‌کرد مدتی را به طور متناوب در منطقه گرگان گذرانده‌است بنابراین احتمالا او یا پادشاه ساسانی دیگری (قبل یا بعد از او) برای محفاظت از دشت حاصل خیز گرگان در برابر هون‌ها، این دیوار را ساخته‌است.

تحقیقات روی یکی از دژها یا سربازخانه‌های این دیوار دفاعی نشان می‌دهد که حداقل تا یک قرن پس از ساخته شدن فعال بوده‌است و نشانه‌هایی از حضور سربازان در آن دیده می‌شود اما بعد از آن به عللی متروک شده‌است.

از جمله دلایل متروک شدن این تاسیسات دفاعی می‌تواند نیاز به حضور سربازان بیشتر در نبرد با امپراتوری بیزانس یا مقاومت در برابر حمله اعراب بوده باشد

اهمیت تاریخی

این دیوار از دیوار هادریان که توسط امپراتور هادریان در مرز انگلستان و اسکاتلند احداث شد طولانی‌تر و از بسیاری از بخش‌های دیوار چین، بیش از هزار سال کهن‌تر است. تصور می‌شود که این دیوار سومین دیوار بزرگ تاریخی (بعد از دیوار چین و دیوار سمیز آلمان) جهان و بزرگترین دیوار آجری دنیا باشد. این دیوار همچنین طولانی‌ترین اثر تاریخی ایران است که طی ۹۰ سال ساخته شده‌است.

بررسیهای باستان‌شناسی نشان می‌دهد که مهندسی ایران و امپراتوری ساسانی به خوبی با مهندسی امپراتوری روم رقابت داشته و یا حتی از آن پیشی گرفته‌است. بررسی‌های اخیر این دیوار، بینشی اروپایی مدار نسبت به تاریخ جهان را به چالش می‌گیرد.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : پنجشنبه 21 ارديبهشت 1391 | نظرات ()بازدید : 185
نویسنده : سمیه درک زاده |

ارنست هرتسفلد

ارنست امیل هرتسفلد (۲۳ ژوئیه ۱۸۷۹ - ۲۰ ژانویه ۱۹۴۸) باستان شناس و ایران‌شناس سرشناس آلمانی است که در سالهای ۱۹۲۳ تا ۱۹۲۵ بخشهایی از پاسارگاد و تخت جمشید را برای نخستین بار مورد کاوش قرار داد. وی از ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۴ در تهران اقامت داشت.

زندگی

ارنسْتْ امیل هِرتْسفِلْدْ در ۲۳ ژوئیه ۱۸۷۹ در هانوفر به دنیا آمد. ارنست امیل هرتسفلد پسر پزشک ارتش پروس یوزف هرتسفلد و مارگارته روزنتال، از نامی‌ترین باستان شناسان و متخصص امور شرق باستان و خط‌شناس و متخصص خطوط باستانی در آلمان بود. مارگارته روزنتال از پدر و مادری یهودی زاده شده بود. هرتسفلد پس از پایان دوره دبیرستانی در برلین نخست به تحصیل در رشته معماری در دانشگاه عالی برلین پرداخت که در سال ۱۹۰۳ به پایان رساند. پس از آن هرتسفلد جوان به فراگرفتن تاریخ آشوریان و تاریخ هنر در دانشگاههای مونیخ و برلین روی آورد. هرتسفلد در سال ۱۹۰۷ تز دکترای خویش را که در مورد پاسارگاد نوشته شده بود به استادان خویش ادوارد مایر Eduard Meyer و اشتفان ککوله Stephan Kekulé عرضه نمود و به اخذ درجه دکترا نایل گردید. موضوع تز دکترای وی در همان سال بصورت کتابی چاپ و منتشر گردید.

هرتسفلد ابتدا به عنوان استادیار جغرافیای تاریخی در همان دانشگاه به تدریس پرداخت و در کنار آن ضمن خدمت در موزه دولتی پروس، به مطالعه در جغرافیای تاریخی مشرق زمین به ویژه ایران و عراق پرداخت. وی از سال ۱۹۰۳ در خاور نزدیک و خاورمیانه و نیز در طول جنگ‌های اول و دوم جهانی به کاوش‌های باستان‌شناسی در ایران، بین‌النهرین و سوریه مشغول بود و با هیأت اعزامی به نینوا برای کشفیات باستان‌شناسی و تاریخی اعزام گردید. در جریان این ماموریت‌ها بود که شوق تحقیق در تاریخ مشرقِ قدیم در او افزایش یافت و شوقش به تاریخ اشکانیان و مطالعات اسلامی به حدی رسید که در تمام عمر از آن دست نکشید. وی هم‌چنین چندین سال در مورد تمدنِ‌های بابل، آشور، ساسانی و نیز صنایع، معماری و اسناد مربوط به صنعت دوره هخامنشی و دوره اسلامی به تحقیق و کاوش اشتغال داشت.

هرتسفلد در سال ۱۹۲۰ کرسی استادی جغرافیای تاریخی مشرق زمین در دانشگاه برلین را به دست آورد و به طور هم‌زمان به تدریس در رشته زبان‌شناسی شرق اشتغال یافت. وی مدت‌ها در ایران به مطالعه و تحقیق پرداخت و گزارشی جامع درباره تخت جمشید برای دولت ایران تهیه نمود. در جریان این کاوش‌ها آثار متعدد باستانی شامل ظروفِ حجاری، نقاشی و کتیبه‌های زیادی از زیر خاک بیرون آورده شد. در این میان هرچند تلاش‌های علمی هرتسفلد در شناسایی تمدن کهن مناطق مختلفِ شرق، مثال‌زدنی است، اما نباید از نظر دور داشت که این امر زمینه‌های انتقال اشیاء عتیقه بسیاری به موزه‌های غرب را فراهم آورد.

هرتسفلد عضور انجمن آسیایی لندن و ایرلند، عضو فرهنگستان عربی دمشق، عضو افتخاری مؤسسه باستان‌شناسی هند و فرهنگستان بریتانیا بود. از هرتسفلد آثار متعددی در زمینه تاریخ تمدن اسلامی و پژوهش‌هایی در مورد نقشه‌برداری از مناطق مختلف شرق به جای مانده که کتیبه‌های ایران قدیم، ایران در شرق قدیم، زرتشت و جهان از آن جمله‌اند. ارنست امیل هرتسفلد سرانجام بعد از ۶۹ سال زندگی در ۲۰ ژانویه ۱۹۴۸ در شهر بال سوئیس درگذشت.

فعالیت‌ها

ارنست هرتسفلد بهمراه شرقشناسان نامی آندوره آلمان فریدریش دلیچ Friedrich Delitzsch و والتر آندره Walter Andrae در حفاریهای باستانشناسی آشور فعالانه شرکت کرد. پس از آن هرتسفلد بمدت دوسال از ۱۹۰۵ سفری تحقیقاتی اکتشافی به کردستان، لرستان، شهر پارسه و پاسارگاد داشت. در لرستان هرتسفلد مطالعاتی در مورد قوم کاسی و حوزه پراکندگی آنها در ایران داشت. او همانند بسیاری دیگر معتقد بود که واژه کاسپین، صورت مکثر و جمع کاسی است. هرتسفلد می‌نویسد اگر بنا باشد اسمی به سکنه ایران پیش از ورود آریایی‌ها داده شود هیچ کلمه‌ای شایسته تر از واژه کاسپین نیست. ریشه این کلمه را می‌توانیم در نام بسیاری از نقاط ایران مانند کاشان، کوشک و غیره بیابیم و روشن تر از همه دریای کاسپین است. هرتسفلد رد گسترش ریشه این نام و پراکندگی مردمانش را تا نورستان (آنزمان کافرستان خوانده میشد) افغانستان و هند پیگیری و دنبال کرده بود.

پس از اخذ درجه دکترا بمدت دو سال از ۱۹۰۷ بهمراه فریدریش ساره Friedrich Sarre که در سال ۱۹۰۵ با او آشنا شده بود، سفری به سرزمین میان‌رودان داشت. آن زمان فریدریش ساره رئیس بخش تازه تاسیس اسلامی در موزه کایزر فریدریش آلمان بود. ایندو می‌خواستند که تحقیقات وسیع صحرائی در مورد بابل و آشور انجام دهند. برای این منظور آنها از شهر سامره پایتخت عباسیان آغاز نمودند و به خاکبرداری و کاوش در این منطقه پرداختند. نتیجه کار ایشان کشفیاتی بود که بیشتر آن به موزه کایزر فریدریش اهدا گردید. پس از بازگشت از این سفر در سال ۱۹۰۹ هرتسفلد موفق به اخذ درجه پروفسوری از دانشگاه برلین در رشته جغرافیای تاریخی گردید و در همان دانشگاه بعنوان استاد آزاد مشغول تدریس شد. شهرت بین‌المللی هرتسفلد با کاوش دوباره در سامره میان سالهای ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۳ آغاز گردید که با کشف گنج‌نبشت هخامنشیان در شهر پارسه از ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۴ به نقطه عطف خویش رسید. در حفاریهای تخت جمشید هرتسفلد را باستان شناس جوان فریدریش (فریتز) کرفتر Friedrich (Fritz) Krefter همراهی می‌کرد. اگر نخواهیم بگوییم نخستین اما هرتسفلد جزو نخستین گروه از باستانشناسان و شرقشناسان باختر بود که اعتقاد داشتند تمامی آنچه که از یونانیها در مورد ایرانیان بما رسیده درست نیست. این تعاریف با برخورداری ازغرض ورزیهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی هستند که برخاسته از نگرشی است که مختص یونانیها در مورد بازگویی وقایع، حوادث و مسائل مختلف بود. سی هزار لوحه خشتی بازمانده تنها چیزهایی بودند که بر اثر سوخته شدن تخت جمشید بدست اسکندر که در متون پارسی ازو بنام گجستک یاد می‌گردد، وضعیتی بهتر پیدا کردند و از حالت خشت خام به صورت خشت پخته درآمدند و تا زمان حال دوام آوردند. هرتسفلد پیوسته از این الواح خشتی بنام حافظه تاریخی ایرانیان نام می‌برد.

هرتسفلد که با کشف این سی هزار لوحه برای دادن گزارش از ایران خارج شده بود کارها را بدست دستیار جوان خود کرفتر گذارد. این سفر برای این بود تا او بتواند هزینه‌های بعدی را نیز مهیا کند زیرا با وضعیت اقتصادی که آنزمان در جهان پیش آمده بود بیم آن می‌رفت که حفاریها و کاوشها براثر نبود پشتوانه مالی متوقف گردند. بهنگامیکه هرتسفلد در تخت جمشید بود، کرفتر که همانند هرتسفلد در کنار دیگر رشته‌ها در رشته معماری هم تحصیل کرده بود، جائی را پیدا کرد که بنا به آشنائی دقیقی که از فن معماری علمی و منطقی داشت مایل به حفاری در آن بود زیرا حدس می‌زد که بتوان در آنجا چیز ارزشمندی یافت اما هرتسفلد هربار مانع می‌شد و می‌گفت آنجا احتمالا باید محل منبعی برای ذخیره آب یا چیزی شبیه آن بوده باشد. با توجه به کمبود وقت و پشتوانه مالی، بایستی ابتدا بدنبال چیزهای مهمتر رفت. با رفتن هرتسفلد از ایران، کرفتر این موقعیت را پیدا کرد که به حفاری در محلی که همیشه می‌خواست در آنجا تحقیق کند، بپردازد. پس از گذشت زمان اندکی در ژرفای یک و نیم متری سطح زمین کرفتر موفق به یافتن لوح زرینی گردید که زیر پایه نخستین بنای تخت جمشید قرار داده بودند. او نخستین کسی بود که این لوح زرین را ساخته شده از ۵ کیلو طلای ناب را که پیامی از داریوش برای نسلهای بعد بهمراه داشت، پس از گذشت دو هزار و چهارصد سال دوباره در دست می‌گرفت. نفر پیش از او که این لوح زرین را در دست داشته و در آن محل کار گذاشته بود به احتمال زیاد خود شخص داریوش بزرگ بوده‌است. نوشته روی لوح با این جمله آغاز شده بود: این داریوش است که سخن می‌گوید..... در این لوح داریوش به نسب خویش و بزرگی سرزمینهای زیر فرمانش اشاره کرده و اینکه بنای تخت جمشید را او آغاز نموده‌است زیرا می‌خواست که پایتختی داشته باشد که متناسب با بزرگی کشورش باشد. توسط این مهر زرین ایران تنها و نخستین مملکتی در جهان است که سند مالکیت دارد. از دید سیاسی و حقوقی این سندی معتبر است. تنها راه گذشتن از سد این سند نیز تجزیه و نابود کردن این مملکت می‌باشد بطوریکه مالکی دیگر وجود خارجی نداشته باشد. این خود یکی از علل آنچه در دویست و پنجاه سال گذشته بر ما رفته‌است می‌تواند باشد.

در آخرین بخشهای کاوش، آلمانیها دو نفر دیگر را برای همکاری بیشتر به تیم هرتسفلد – کرفتر روان کردند. یکی از ایشان دارای تمایلات نازیسم بود و دیگری یهودی. معهذا این دو نیز بخوبی با همکاری با یکدیگر و با تیم هرتسفلد – کرفتر پرداختند. هرتسفلد که حکومت رضاشاه اجازه فعالیتهای باستانشناسی دیگر به او نداده بود و اجازه اقامت او را در ایران تمدید نکرده بود در سال ۱۹۳۵ ابتدا به لندن رفت زیرا خطر آن بود که در آلمان از سوی رژیم این کشور تحت تعقیب قرار گیرد. پدربزرگ و مادربزرگ مادری وی یهودی بودند. درجات علمی وی را در این کشور باطل اعلام کرده بودند. از لندن او به آمریکا رفت و در آنجا اقامت گزید و در مقام استاد شرقشناسی دانشگاه پرینستون به کار پرداخت اما هیچوقت راضی از حال خود نبود. سرانجام نیز هرتسفلد که بیشتر اهل کارهای میدانی و عملی بود تا کارهای دفتری در سفری که به قاهره داشت، به بیماری مالاریا مبتلا گشت و برای ادامه مداوا مجبور به ترک مصر گردید. او به سویس رفت و اندکی پس از آن در شهر بال سویس چشم از دنیا فرو بست. از او تنها مقبره‌ای گمنام باقی مانده‌است.

تالیفات

هرتسفلد که سفرهایی به افغانستان، ترکیه، عراق، سوریه و مصر داشت هم چنین تحقیقاتی در مورد پارتها (اشکانیان)، ساسانیان و همچنین هنر و معماری اسلامی و تمدنهای باستانی میان رودان انجام داد و رسالات و مقالات معتبری به نگارش در آورد. فهرستی از برخی آثار وی در پایان این نوشته آورده شده‌است.

  • سامره، نقشه برداری و تحقیق در مورد باستان‌شناسی اسلامی. برلین ۱۹۰۷.
  • سفر از میان لرستان. ۱۹۰۷
  • بهمراه فریدریش ساره، سفری باستانشناختی به ناحیه دجله و فرات، ۴ جلد، برلین ۱۹۱۱ تا ۱۹۲۰
  • بهمراه فریدریش ساره، سنگ نبشته‌های ایران. برلین ۱۹۲۰
  • در کنار دروازه آسیا، سنگ نگاره‌ها و سنگ نبشته‌های دوران پهلوانی ایران. بهمراه ۴۴ عکس، ۶۵ نگاره برداری. برلین ۱۹۲۰
  • تزئینات دیواری بناهای سامره. برلین ۱۹۳۲
  • بناها و سنگ نبشته‌های دوران نخستین دودمان ساسانی. برلین ۱۹۲۴
  • نقاشیهای سامره. برلین ۱۹۲۷
  • کوزه گری و سفال سازی پیش تاریخی سامره. برلین ۱۹۳۰
  • مریاملیک و کوریکوس دو محوطه باستانی مسیحی در آسیای کوچک. منچستر ۱۹۳۰
  • بناهای یادبود ایرانی. ۴ جلد. برلین ۱۹۳۲
  • تاریخ باستانشناسی ایران. لندن ۱۹۳۵
  • سنگ نبشته‌های کهن ایرانی. برلین ۱۹۳۸
  • ایران، شرق باستان. مطالعات باستانشناختی دانشگاه آکسفورد. لندن/نیویورک ۱۹۴۱
  • زرتشت و جهان او. دو جلد. نیویورک ۱۹۴۷
  • تاریخچه شهر سامره. هامبورگ ۱۹۴۸
  • شاهنشاهی پارسیها. ویسبادن ۱۹۶۸
امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : چهارشنبه 20 ارديبهشت 1391 | نظرات ()بازدید : 179
نویسنده : سمیه درک زاده |

ویژگی های هنر هخامنشی:
نخستین بار در سده نهم قبل از میلاد دو قوم ماد و پارس مطرح می شوند و در طول حضور این دو قوم و کشمکش های میان آنان، سرانجام پارسیان به رهبری کورش در سال (550 ق.م) موفق به تاسیس امپراتوری مقتدر هخامنشی می شوند.
پس از این پیروزی ، مجموعه ای از سنت های هنری اقوام زیر لوای دولت حاکم، مبدا تولید آثار گوناگون تصویری می گردند.
هخامنشیان دستاورد های هنرمندان و صنعت گران بابل، آشور، مصر و یونان را با سنت های هنر های بومی و عیلامیان در آمیختند و به آن صورتی متحد و یکپارچه بخشیدند.
• پایه عمومی هنر ایشان بر مبنای هنر آشوری ریخته شد، اما سبک و شیوه هخامنشی فاخر، متین و آرام و مضامین آن برخلاف هنر آشوری که نمایانگر نبرد ها و پیروزی های قوم آشور بود، در نقش برجسته های تخت جمشید نمایشگر جشن عظیم و باشکوه بار عام نوروزی بود.
• هنر ایران تحت تاثیر شیوه های گوناگون سایر کشورها قرلر گرفت اما همیشه این 3 خصوصیت را زنده نگاه داشت: 1.ذوق به رنگ های تند / 2.تمایل به ریزه کاری / 3.تصرف در نقوش طبیعت.
• ایجاد یک سبک کامل و منسجم با وجود تلفیق سنت های هنر بین النهرین، با هنر مصر و یونان، با خصلت منحصر به فرد ایرانی.
• ایجاد تعادل، ریتم و هماهنگی دقیق در ترکیب بندی ها .
• بخشیدن ساختاری ایستا و متین به وسیله بهره گیری از هندسه ای منظم و قانون مند در پیکره ها.
• پرهیز از سه بعد نمایی و رویکرد به بیان نمادین با استفاده از چکیده نگاری
• بیان مضامین جاری در زندگی با وجود بخشیدن خصلت غیر مادی به پیکره ها
• اجتناب از نمایش موضوعات مربوط به جهان مردگان در عین توجه به پدید آوردن صورت نوعی در تصاویر.

"ته آلیف" نقاش ایرانی که وی را در تلفظ چینی "لیه ئی" نامیده اند، در زمان سلطنت "چه این" از دربار ایران به دربار شاهنشاهی چین آمد .وی که نقاشی چیره دست بوده و در نقاشی دیواری (فرسک) بی نظیر بوده برای نخستین بار نقاشی ایرانی را در قرن 4 پیش از میلاد به مردم چین شناسانده بود . این نقاش ایرانی در دوران فرمانروایی هخامنشیان به چین سفر کرده است.
"سه ئی چی شی مومیز" دانشمند و محقق چینی عقیده دارد قلم مو زمانی در چین رواج پیدا کرده که فن ساختن ظروف منقوش از ایران به چین رفته است.
 
با حمله اسکندر مقدونی به ایران و بر اندازی حکومت هخامنشی در 330 پیش از میلاد، بخش عظیمی از تمدن خاور زمین به دست مقدونیان افتاد و با مرگ زود هنگام اسکندر، سرداران وی متصرفات او را میان خود تقسیم نمودند. ایرا و سرزمین های خاوری به دست سلوکوس، سر سلسله سلوکیه افتاد. در این دوران، زبان و ادبیات یونانی در سراسر آسیای غربی اشاعه یافت و حتی برخی خدایان یونانی به مجموعه ایزدان ایرانی افزوده شده و یا صفات آنان با ایزدان ایرانی در آمیخت.
با اینکه سلوکیان کوشیدند برنامه وسیعی در جهت یونانی گرایی در ایران به وجود آورند، اما هرگز نتوانستند مانند هخامنشیان امپراتوری یکپارچه ای پدید آورند. قدرت آنها بیشتر بر بخش های مرکزی وغربی متمرکز بود زیرا در بخش های شرقی، همواره فشار قبایل بیابان گرد، از جمله پارتیان آریایی نژاد، بر آنان وجود داشت.


هنر باکتریایی، سگک کمربند طلا، مردی در حال شکار گراز از منطقه بلخ

هنر کوشانی، چهره یک زن،قطعه ای از یک دیوار نگاره، خوارزم


ویژگی های هنر اشکانی:

• در اوایل دوره اشکانی می توان سه گروه هنر را شناسایی نمود: هنریونانی مآب، هنریونانی-ایرانی و هنر ایرانی، اما از میانه سده اول میلادی گرایش به سنت های شرقی بروز نمود و البته باید اذعان نمود که این گرایش در همه نقاط تحت قلمرو اشکانیان یکسان نبود.
• از ویژگی های هنر اشکانی می توان گرایش به تمام رخ نمایی
• ایستایی و صلابت پیکرها
• آذین گری و پرداختن به جزییات در جامه ها و جواهرات را نام برد.
• استفاده از نقوش تزیینی و انتزاعی دست مایه ای قابل قبول برای هنرمندان دوره اسلامی بود که در آن زمان به اوج کمال خود رسید.

بهترین و مهمترین نمونه آثار نقاشی دیواری در کوه خواجه ،عمارتی اشکانی که امروزه به خرابه ای تبدیل شده، دیده می شود.
در این تصاویر نقش های هنر یونانی و ایرانی با یکدیگر درآمیخته اند.
در یکی از این نگاره ها 3 نفر تصویر شده اند که گیرشمن از آنان به "سه ایزد" نام می برد.
وی همچنین در مورد این آثار می گوید: "در این ن آثار ادراک هنر یونانی در زمینه شرقی و حتی ایرانی بیان می گردد"
از خصوصیات این نقاشی ها کاربرد خطوط دورگیری شده ی سیاه و نداشتن سایه (حجم پردازی) در رنگ هاست. (دوره های بعد نگارگری ایرانی از این ویژگی ها پیروی می کند.)
همچنین در ویرانه های شهر "دورا" یا "دورا اوروپوس" تعدادی نقاشی دیواری در معبدی که در سال 70 میلادی ساخته شده اند کشف گردیده.
دو روحانی با لباس سفید و تاج بر سر دارند و در حال برگزاری مراسم قربانی "کونون" را بجا می آورند.
و مجلس نقاشی دیواری میترا در حال شکار.
نقاشی های یافت شده همه به شیوه ی ایرانی ترسیم شده اند. وضع قرار گرفتن شکارچی به طور تمام رخ بر روی اسب نیمرخ، لباس قالب دوزی مرکب از نیم تنه کوتاه بر روی شلواری که در قوزک پا تنگ و بسته است، زین و یراق اسب و منظره ای که به وسیله چند گیاه منفرد ایجاد گشته.
 
— با فرو پاشی دولت اشکانی در سال 224 میلادی، پادشاهی ساسانی شرایط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی پدید آورد که تاثیر به سزایی در سیر تحول هنر ایرانی نهاد.
— ساسانیان خود را از نسل پادشاهان هخامنشی می دانستند و ابتدا در خطه پارس فرمان می راندند و به دلیل فقدان قدرت مرکزی نیرومند در حکومت اشکانی، اردشیر اول توانست این حکومت را بر اندازد.با غلبه وی، دیری نگذشت که امپراتوری نیرومندی بنیاد نهاده شد که رقیبی مقتدر برابر رومیان و حکومت بیزانس گردید.
— اردشیر با تکیه بر این باور کهن که سلطنت از جانب خدا به وی تفویض شده است، قدرت را در دست گرفت. وی آیین زرتشت را مذهب رسمی اعلام کرد و موبدان را به پاسداری آن برگماشت و بر اساس اوستا جامعه را به طبقات متمایز تقسیم نمود و سلسله مراتب شغلی ایجاد نمود.

— شالوده هنر ایرانی در زمان اردشیر یکم ریخته شد و سعی در احیای مجدد سنت های پارسی انجام گرفت، اما در زمان جانشینان وی و در جریان جنگ های ایران و روم با وجود اسیران و مهاجران رومی، اسلوب های جدیدی در هنر ایران بروز می نماید که از مهم ترین این تاثیرات می توان به موزاییک های بیشاپور اشاره نمود.
— هنر ساسانی از تلفیق سنت های پارسی و هنر رومیان و هنر اشکانی شکل گرفت که منجر به ایجاد زبانی نو گردید که معرف مجد و عظمت ایران عهد ساسانی، بر اساس اندیشه ایرانی گردید.

 
نقش برجسته شاپور دوم در حال شکار شیر بر روی بشقابی سیمین

پادشاه ساسانی در حال شکار شیر

مضامین هنر ساسانی:
• در هنر ساسانی، باز نمایی هیات پادشاه در احوال و اعمال مختلف مانند: پیروزی در جنگ و شکار، گرفتن تاج و فره ایزدی از اهورامزدا، جلوس بر تخت و . . . غالب است.
• استفاده از نقش مایه های گیاهی و جانوری، به شکلی نمادین در صخره و دیوار نگاره ها و بر روی ظروف و مهر ها و پارچه ها متداول بود.
• نمایش صور گیاهی و جانوری آسیای غربی مانند: قوچ های رو در روی یک درخت، گاو های بالدار با سر انسان، نبرد شیر و گاو و نقوشی متاثر از منابع رومی مانند: پیچک تاک، صحنه های انگور چینی، انسان های بالدار، در آثار ساسانی تفوق دارد.
• در اواخر دوره ساسانی با رواج تاثیر هنر هند و آسیای میانه در کنار هنر های رومی و آسیای غربی، مضامین روایی از صحنه های زندگی عادی رواج یافت.

ویژگی های هنر ساسانی:
• تاکید بر نظم و وضوح طرح و باز نمایی هیات پادشاه در احوال و اعمال مختلف
• استفاده از نقش مایه های گیاهی و جانوری، به شکلی نمادین
• تاکید بر چکیده نگاری و نماد پردازی در نمایش صور گیاهی و جانوری
• ارایه تصویری آرمانی از واقعیت و نمایش عام مفاهیم قهرمانی به گویا ترین وجه
• استفاده از عناصری مانند: خطوط کناره نما، رنگ های مسطح و عناصر تزیینی
• نفوذ سنت های تصویری ساسانی تا شرق دور.
 
• جاده ابریشم به عنوان مهم ترین راه ارتباطی میان شرق و غرب، عامل تاثیر متقابل فرهنگ های ایرانی، سکایی، یونانی-رومی، هندی و چینی بود.
• از ارتباط این فرهنگ ها شکوفایی عظیمی در ماوراءالنهر و خراسان بزرگ رخ نمود.
• در سده های سوم و چهارم میلادی، زبان هنری رایج در ماوراءالنهر متاثر از سبک اولیه ایرانی-یونانی بود. بازتاب این سبک در هنر خوارزمیان و یا هنر سغدیان (ازبکستان امروزی) بر دیوار نگاره ای در کاخ بالالیق تپه دیده می شود. شیوه اجرا و مضمون این اثر نمایان گر شکوفایی هنر در آن نواحی و تاثیر آن بر هنر های اطراف است.
• در دوران پیش از ظهور اسلام، از سده های پنجم تا هشتم میلادی دیوار نگاری در معابد و کاخ ها و منازل آن دوره در سغدیانا (ازبکستان)، افراسیاب (سمرقند)، ورخشا (حوالی بخارا) و پنجیکنت (حوالی سمرقند)کشف شد.


حکاکی روی چوب در خانه ای در پنج کنت

نمونه ای از هنر سغدی بر دیوار کاخ بالالیق
• نقاشی سغدی دارای تنوع بسیاری بود و بر حسب موضوع به مضامین مذهبی، حماسی، تاریخی، روزمره و عامیانه تقسیم می گردید.
• در دیوار نگاره های سغدی، مضامین حماسی و تاریخی مهم تر و موضوعات مردمی فرعی تر تلقی می شدند و در قاب های حاشیه طراحی شده اند.
• میان ادبیات شفاهی و نقاشی سغدیان، ارتباط قابل توجهی وجود دارد و موضوع بسیاری از تصاویر حماسی به همین دلیل ناشناخته مانده است.
• ترکیب بندی دیوار نگاره های سغدی، با مضامین حماسی و تاریخی بسته و متقارن است و داستان ها در امتداد افقی ترسیم شده اند، که بیانگر نوعی روایت تصویری هستند.
• باز نمایی حکایات عامیانه خلاصه وار و گویا و غالباً منحصر به یک صحنه است.
• با وجود استقلال نقاشی سغدی، تاثیرات چهره نگاری مغولی و آرایه ها و افزار های ترکی، در پوشش ها و پیکرها، پس از غلبه ترکان و چینیان در سده هفتم میلادی، آشکار گردید، که بعد ها با مسلمان شدن ترکان این سنت ها به نواحی باختری نیز نفوذ نمود.
 
• جریان موثر دیگر بر هنر دوره اسلامی، نقاشی مانوی است. با اینکه هیچ سند تصویری از آثار مانی باقی نمانده است، اما پیرامون کتاب او، ارژنگ و مهارت او در نقاشی بسیار نوشته شده است، به همین دلیل اورا سرچشمه نقاشی مانوی می دانند.
• مانی در بابل و در یک خانواده اشکانی تبار زاده شد و احتمالاً به دلیل آشنایی با سنت نقاشی اشکانی باختری، شالوده تصویر گری خویش را بر همین مبنا بنیاد نهاد و پس از او شاگردانش، با اثر پذیری از سنت های دیگر هنر وی را تکامل بخشیدند.
• ارتباط نزدیک مانویان با بوداییان باعث جذب عناصر تصویری هنر بودایی در هنر مانوی گردید. اگرچه هنر مانوی نیز، خود متاثر از هنر ایرانی عصر ساسانی بوده است.

تصویر چهار زن اشرافی در نسخه مصور مانوی در تورفان

• پیروزی شاهان ساسانی بر کوشانیان موجب نفوذ هنر ایرانی به مراکز آیین بودایی شد، تا حدی که جای هنر یونانی-بودایی را در آسیای میانه گرفت.
• در نقاشی های بر جای مانده در بامیان (افغانستان)، آرایش موی سر و لباس ها و بعضی جزییات، نمایان گر تاثیرات هنر ساسانی است.
• مبلغان بودایی در قرن چهارم میلادی این سبک تلفیقی را به ترکستان شرقی بردند و نمونه های هنر ساسانی مانند: جزییات تصویری و تزیینی جامه ها، تاج ها، تمایل به قرینه سازی و باز نمایی خطی پیکر ها و پس زمینه تخت، در تمثال های بودا پدیدار شد.
• از میانه سده هفتم میلادی، با نفوذ سیاسی و فرهنگی چین و انتقال مرکز فعالیت های هنری از کوچا به تورفان و پس از آن تسخیر ترکستان شرقی توسط ترکان اویغوری و اعلام مانویت به عنوان مذهب رسمی ایشان، دستاورد های هنری تورفان در میان مذاهب مختلف گسترش یافت و تورفان تا سده یازدهم میلادی چون منبعی غنی هنر های آسیای میانه و هنر اسلامی را تغذیه نمود.

— تقریباً تمامی اسناد نقاشی مانوی، اعم از دیوار نگاره ها و یا نقاشی روی کاغذ و پارچه، متعلق به سده نهم میلادی (سوم هجری قمری) است.
— نقاشی مانوی وسیله ای برای تبلیغ و ترویج دین بوده، لذا خصلتی نمادین داشته و دارای نقش مایه های رمزی و تجریدی بوده است.
— رنگ ها در این آثار درخشان و گزینه رنگی، شامل لاجوردی، آبی روشن، سبز و نارنجی و سرخ است.
— خطوط موزون است و طراحی پیکر ها بر اساس هندسه منحنی شکل می پذیرد و فلم گیری از اهمیت خاصی برخوردار است.
— پیکر ها غالباً کوتاه و با سری بزرگ ترسیم شده و شخصیت های برگزیده بر گل نیلوفر نشسته اند و هاله ای نورانی بر دور سر دارند.
— خوشنویسی در کتاب آرایی مانوی اهمیتی همپای تصویر دارد و ارتباط صوری و معنایی بین تصویر و متن در نظر گرفته می شود.

امتیاز : نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

تاریخ : دوشنبه 8 اسفند 1390 | نظرات ()بازدید : 391
نویسنده : سمیه درک زاده |

دانش حکاکی و منبت کاری

هنر حکاکی و منبت کاری از هنر های اصیل باستانی ایران بوده و همگام و به موازات سایر هنرها و پدیده های دیگر، سیر تکاملی خود را پیموده است.ایرانیان باستان هم چنان که در هنر نقاشی و کنده کاری و حجاری پیش از دیگر اقوام به موفقیت هایی دست یافته بودند،به تدریج به فنون و ظرافت هنری این رشته نیز آشنایی پیدا کرده اند.

مهرهای استوانه یی مربوط به آریاهاهمراه با نقوش بسیار زیبا و حک صور و اشکال مختلف بر روی آنها از هنرهای ارزنده ی قوم آریایی است که نمونه هایی از آنها مربوط به چندهزار سال قبل باقی مانده است.

سامی ها این هنر را از ایرانیان باستان تقلید و اقتباس کرده و بعد ها وسیله(فینیقی ها) به یونان راه یافته است.

همایونفرخ می نویسد: (( خوشبختانه اینک آثار بسیاری از نشان های (مهره های استوانه ای) متعلق به قبل از دوران ماد در ایران به دست آمده است،از جمله یازده مهر استوانه یی که دارای خطوط و علائمی هستند و از کاوشهای مارلیک کشف شده و خواندن خطوط آن به آقای دکتر کامرون محول شده است.

از ملت سونگیری(سومر)نیز تاکنون مهره های حکاکی شده بسیاری به دست آمده است و مسلم می دارد که آشوری ها و سپس یونانی ها از آنها این هنر را فرا گرفته اند.))

 سابق بر این مغرضان و معاندان فرهنگ وتمدن ایرانی چنین وانمود می کردند که هنر حکاکی و منبت کاری متعلق به یونانی ها بوده است ولی با کشف مهرهای استوانه ای مربوط به شش هزار سال قبل از میلاد،دیگر چنین ادعاها رنگ و رویی ندارد و تعصب داشتن و غیر علمی بودن نشریه آنها را آشکار ساخته است.

پادشاهان ایران از قدیم وسیله ی مهرهای استوانه ای که به طرز هنرمندانه ای حکاکی میشد،فرمانهای لازم را صادر می کردند و علامات و سمبل هایی نیز به مناسبت امور مختلف بر روی این مهرها حک می کردند .

گرچه تعدای زیادی از این مهرهای حکاکی شده ی مربوط به آریاها و قبل از روی کار آمدن شاهنشاهی هخامنشی موجود است ، ولی متاسفانه از مهرهای دوره ی هخامنشی زیاد به دست نیامده است.تعدادی از مهرهای این دوره موجود است که از روی آنها می توان به چگونگی هنر حکاکی و دقت و ذوق هنری آنها پی برد.

مهرهای اورارتویی و هخامنشی از نظر ظرافت و هنر حکاکی در حد اعلای زیبایی است.هنرمندان ایرانی با ذوق و قریحه خاص خود،سنگهای عقیق و زیبای الوان برای حکاکی انتخاب کرده وصورتها و اشکال مورد نظر را به طور برجسته بر روی عتیق حکاکی و تراشکاری می کرده اند.

پروفسور پوپ می نویسد: ((اساساً باید گفته شود هنر حکاکی عتیق و سنگهای قیمتی دیگر مانند لاژورد و قان داش به چند هزار سال قبل از هخامنشی میرسد و ایرانی ها ، قرنها قبل از به وجود آمدن دولت هخامنشی این هنر را ابداع کرده و به کار می برده اند.))

همین دانشمند در جای دیگر رسماً اعلام می کند: سبکی که به غلط و اشتباه یونانی می خواندند امروز اصلاح شده و آن را نمونه ی هنر هخامنشی می دانند و در واقع یونانی ها در حکاکی و مهر سازی مقلد هخامنشی ها بوده اند. پروفسور پوپ این نظریه را جهت بطلان گفته های قبل که اصرار می شد به نحوی هنر دوره ی هخامنشی را ماخوذ از یونان بدانند آورده است.

از آثار مختلف، نمونه های بسیار زیبایی از هنر حکاکی و نقاری مربوط به هخامنشیان، مانند سکه های دریک(داریک) به دست آمده است

حکاکی این سکه ها نشان می دهد که استادان حکاک،با شیوه ها و سبکهای مختلف این هنر آشنایی داشته و آموزش ها و فنون لازم را کسب کرده اند.

با توجه به پیشرفت کلی هخامنشیان به خصوص در معماری و تزیینات مربوط به آن و حکاکی هایی که بر روی ظروف وسکه ها به صورت کنده کاری بر روی تمثالها و تصاویر به دست آمده باید قبول کرد که نحوه ی فراگیری و آموزش این هنر در این زمان به نحو قابل ملاحظه ای پیشرفت داشته است.علاوه بر این در روی بسیاری از سر ستونها و اشیا فلزی و گچ بری ها ، ریزه کاری های هنری بسیار جالبی به چشم می خورد که به حق باید گفت استاد کاران و هنرمندان این دوره دستگاه و وسایل منظم آموزشی برای تعلیم این هنرها داشته اند.

در زمان اشکانیان نیز این هنر اصالت خود را حفظ کرده، چنان که از روی سکه های مختلف و اشیا فلزی و کنده کاری های این دوره می توان به پایداری و رواج این هنر در زمان پارتیان پی برد.هنر حکاکی و منبت کاری و نقاری این دوره نه تنها تحت تاثیر هنر یونانی قرار نگرفته،بلکه دنباله ی هنر هخامنشی است.

از آثار و بقایایی که از دهکده های پارتی واقع در مغان آذربایجان کشف شده نمونه هایی از هنر حکاکی و منبت کاری این عهد را به دست می دهد،که مهارت و استادی سازندگان آنها را به خوبی آشکار می سازد.

ضمن بحث از دهکده های پارتی و قبور آنها کامبخش فرد می نویسد:

(( در چند نمونه از این قبور در پنج انگشت دست مرده، انگشتری وجود دارد که از آهن و یا برنز ساخته شده و عموماً دارای نگین شیشه می باشد.

نگین ها اگر چه کوچکند، ولی در کمال مهارت حکاکی شده و هیکل انسانی و نیم تنه(سه ربع صورت و یا نیم رخ) با سبک یونانی در آنها حک شده است.))

در موارد مختلف هخامنشیان و اشکانیان جنبه های ارزنده و مفید هنر ملل مختلف را گرفته و با هنر اصیل ایرانی تلفیق نموده و شاهکارهای هنری مستقل و نوینی را خلق و ابداع کردند و سبک تازه یی را به وجود آوردند که نشان دهنده ی تحول هنری در این دوران است.

استادان پارتی اشکال و صور گوناگون را به صورت مراسم مذهبی و یا جنگ تن به تن بر روی ابزار و ادوات، کنده کاری می کردند. بقایایی از این ابزار و کنده کاری ها در کوه خواجه نشان می دهد که هنرمندان پارتی با ظرافت هر چه بیشتر در خلق آثار بدیع به صورت کنده کاری، گچ بری، منبت کاری مهارت پیدا کرده و دانش خاص هنری خود را در این آثار جلوه گر ساخته اند.

در زمان ساسانیان هنر منبت کاری و حکاکی توسعه و ترقی بیشتر داشته و بر تعدد و تنوع آنها افزوده شده است. ساسانیان در نگاهداشتن و بهتر ساختن و افزودن به میراث هنری نیاکان خود اهتمام ورزیده و در پایداری و تحویل آنها به آیندگان کوشا بوده اند.آثار هنری این دوره به قدری غنی و پیشرفته است که در این مختصر نمی گنجد و فقط به ذکر نمونه هایی از آنها اکتفا می شود.علاوه بر انواع حکاکی ها و کنده کاری هایی که در دوره های قبل به آنها اشاره شد و در زمان ساسانیان ترقی و تکامل یافت، انواع مدال های نقره ای شاهنشاهان ساسانی به طرز بسیار جالبی ساخته می شده است.

از جمله مدال های نقره یی بهرام سوم به شکل بیضی می باشد که در وسط آن نیم رخ بهرام با تاج و تزیینات حک شده و یکی از زیباترین نوع حکاکی و نمونه ی پیشرفت این هنر در آن دوران است.

از حکاکی های دیگر دوره ی ساسانی مهرهای استوانه یی متعددی است که بیشتر مربوط به خسروپرویز است، این مهرها بر روی عقیق و سنگهای گرانبهای دیگر به طرز جالب و زیبایی حکاکی شده و در حال حاضردر موزه ی ارمیتاژ لنین گراد نگه داری می شود.دقایق و ریزه کاری های  هنر حکاکی این دوره حاکی از پیشرفت و تکامل آموزش هنری و وجود هنرمندان ماهر و چیره دستی است که از دانش های مربوط به این رشته از هنرها اگاهی کامل داشته ومدتها تحت نظر استادان فن به آموختن و فراگیری فنون لازم قرار می گرفتند.

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

تاریخ : جمعه 21 بهمن 1390 | نظرات ()بازدید : 499
نویسنده : سمیه درک زاده |

سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ ایران در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومی‌ها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستی سخت و تاریخی روبرو کرد.

سورنا از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند است.

ژولیوس سزار، پمپی و کراسوس سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمینهای پهناوری را که به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک و تحت عنوان کنسول اداره می‌کردند. آنها در سوم اکتبر سال 56 پیش از میلاد در جلسه لوکا  تصمیم حمله به ایران را گرفتند.

امتیاز : نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 15

برچسب ها : "سورنا"سپهسالارنامداراشكانی ,

تاریخ : شنبه 28 خرداد 1390 | نظرات ()بازدید : 69

بسم الله تاریخ : چهارشنبه 19 بهمن 1390
قلعه بمپور تاریخ : جمعه 10 مهر 1394
کهندژ بلوچستان تاریخ : جمعه 10 مهر 1394
فرهنگ سامره تاریخ : یکشنبه 22 اردیبهشت 1392
فرهنگ حسونا تاریخ : جمعه 20 اردیبهشت 1392
جغرافیای تاریخی مازندران.شهرفریم تاریخ : یکشنبه 15 اردیبهشت 1392
ژان دیولافوا تاریخ : پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392
تندیسک های ونوس در پیش ازتاریخ تاریخ : یکشنبه 08 اردیبهشت 1392
نوروزایران باستان تاریخ : سه شنبه 29 اسفند 1391
شهرستان چابهار تاریخ : شنبه 12 اسفند 1391
منابع آزمون کارشناسی ارشدباستان شناسی تاریخ : دوشنبه 10 مهر 1391
تاثیرهنرچین برهنرایران.... تاریخ : پنجشنبه 15 تیر 1391
کلیله ودمنه تاریخ : سه شنبه 13 تیر 1391
باستان شناسی درافغانستان تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1391
تیسفون... تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1391
طاق کسری(ایوان مداین)... تاریخ : جمعه 09 تیر 1391
نقش سپاه سربازان جاویدان درتخت جمشید... تاریخ : پنجشنبه 08 تیر 1391
قلعه فلکالافلاک لرستان... تاریخ : سه شنبه 06 تیر 1391
غاردوشه لرستان... تاریخ : دوشنبه 05 تیر 1391
غارمیرملاس واقع درکوهدشت لرستان... تاریخ : شنبه 03 تیر 1391
سلجوقیان... تاریخ : جمعه 02 تیر 1391
ایلخانان(مغول)... تاریخ : پنجشنبه 01 تیر 1391
تپه زیویه... تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391
مکتب هرات... تاریخ : جمعه 05 خرداد 1391
مکتب تبریز(2)... تاریخ : پنجشنبه 04 خرداد 1391
مکتب تبریز(1)... تاریخ : سه شنبه 02 خرداد 1391
کماالدین بهزاد... تاریخ : دوشنبه 01 خرداد 1391
آرامگاه شاهان هخامنشی درخطر... تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391
سکه های ساسانی درداراب تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391
کشف ابزارجراحی مغز5هزارساله درهرمزگان... تاریخ : سه شنبه 26 اردیبهشت 1391
دکترنگهبان پدرعلم باستان شناسی در ایران... تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
150محوطه باستانی درقشم... تاریخ : یکشنبه 24 اردیبهشت 1391
64قطعه آجرمنقوش دوره مادها درقم کشف شد... تاریخ : شنبه 23 اردیبهشت 1391
کشف ساختارهای شطرنجی درمعماری یک شهرساسانی(استخر) تاریخ : جمعه 22 اردیبهشت 1391
ارنست هرتسفلدازکوه خواجه میگوید... تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
دیواربزرگ گرگان تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391
برجسته ترین باستان شناسان تاریخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391
سوزندوزی بلوچستان تاریخ : سه شنبه 19 اردیبهشت 1391
گاندو(تمساح پوزه کوتاه) تاریخ : دوشنبه 18 اردیبهشت 1391
برگذاری چهارمین همایش باستان شناسی جنوب آسیادرزاهدان تاریخ : شنبه 02 اردیبهشت 1391
نقاشی دیواری تاریخ : پنجشنبه 11 اسفند 1390
هنرومعماری اسلامی تاریخ : چهارشنبه 10 اسفند 1390
اولین وتنهاجام انیمیشن جهان درشهرسوخته... تاریخ : سه شنبه 09 اسفند 1390
هنراسلامی دراسپانیا(اندلس) تاریخ : سه شنبه 09 اسفند 1390
شعری دروصف کوروش کبیر تاریخ : دوشنبه 08 اسفند 1390
هنرنقاشی... تاریخ : دوشنبه 08 اسفند 1390
غارهای لرستان تاریخ : یکشنبه 07 اسفند 1390
چغازنبیل(زیگورات) تاریخ : شنبه 06 اسفند 1390
چغامیش(جنوب شرقی دزفول) تاریخ : جمعه 05 اسفند 1390
مهراستوانه ای کوروش کبیر تاریخ : پنجشنبه 04 اسفند 1390


وبسایت رسمی باستان شناسی ××××××× گرگهاخوب بدانندکه دراین ایل غریب گرپدرمردتفنگ پدری هست هنوز× گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره پسری هست هنوز× آب اگرنیست نترسید که درقافله مان دل دریایی وچشمان تری هست هنوز
بالای صفحه
وبسایت رسمی باستان شناسی
firefox
opera
google chrome
safari